تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
عمل كنند . بنا بر اين ، ايشان مكرّر فرموده بودند : من راضى نيستم ، كسانى كه به نحوى از انحاء با من ارتباط دارند ، كوچك‌ترين جسارتى نسبت به فقهايى كه در قضيهء مشروطيّت مخالف رأى من هستند ، بكنند . مرحوم پدرم مىفرمود : وقتى كه دولت مشروطه ، تلگرافى خبر فتح تهران توسّط مجاهدان را به مرحوم آخوند مخابره كرد و از تأسيس حكومت موقّت مشروطه سخن گفت ، اوّلين اقدامى كه ايشان انجام داد ، اين بود كه به دولت موقّت مشروطه براى حفظ جان ، حرمت و شخصيت شيخ فضل‌اللَّه نورى تلگراف زد و اعلام كرد : بايد شيخ را از تمام جهات ، رعايت و احترام كنيد . اخيراً هم اين مطلب در برخى منابع نقل شده است : روزى كه تلگراف آخوند به دولت موقّت مشروطه مىرسد ، تشكيل جلسه مىدهند كه اين تلگراف با رأى و تصميم ما براى اعدام شيخ چگونه قابل حل خواهد بود ؟ ! نهايتاً در آن جلسه رأى دادند كه تلگراف مرحوم آخوند را پنهان كنند و شيخ را سريعاً محاكمه و اعدام كنند . سپس تلگراف را اعلام كنند و از مرحوم آخوند عذرخواهى كنند كه تلگراف دير به دستمان رسيد . همان كار را هم كردند . پيش از اين در ميان عموم مردم ايران ، تلگراف‌ها و فتاواى متعدّدى از مرحوم آخوند منتشر و اعلام مىشود كه هركس در مسير مشروطه است ، در ركاب امام زمان است و هر كس در خلاف آن حركت مىكند ، در سپاه يزيد بن معاويه است . قدرت به دست كسانى افتاده است كه در ركاب امام زمان حركت كرده‌اند ، حكم شيخ و مخالفان مشروطه چيست ؟ ! آيا جز اعدام و مجازات اقدامى مىتوان انجام داد ؟ فكر نمىكنيد ، آراى و فتاواى مرحوم آخوند بستر اعدام شيخ فضل‌اللَّه نورى را پيش از اين فراهم كرده است ؟ آن فتاوا ، فقط مختصّ مقلّدان مرحوم آخوند بوده است ؛ نه غير آنان . آن فتاوا به اين معناست كه مقلّدان ايشان ، در مسير مشروطه تلاش بكنند . در پاسخ قبلى گفتم كه مرحوم آخوند اختلاف ميان خودش و فقهاى مخالف مشروطيّت را هم‌چون اختلاف در يك حكم فقهى مىدانست .