تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
در تلگراف‌هاى موجود ، ايشان حكم به تبعيد فقهاى مخالف مشروطيّت داده‌اند ، مطمئناً مقلّدان و شاگردان و پيروان ايشان ، اين احكام را فقط مربوط به خودشان نمىدانستند ، بلكه بايد در بارهء مخالفان مشروطه هم عملى مىكردند . غير از تقىزاده كه به خاطر انحراف او از مسير شرع ، نه از جهت مخالفت‌اش با مشروطيّت حكم به تبعيدش دادند ، هيچ موردى مبنى بر تبعيد از سوى مرحوم آخوند صادر نشده است . اگر موردى داريد ، براى من بياوريد . يك مورد هم وجود ندارد ؛ چه روحانى ، چه غيرروحانى ، چه سياسى ، چه بازارى و . . . كه مرحوم آخوند به خاطر مخالفت آن شخص با مشروطيّت ، در باره‌اش حكم و فتوا داده باشد . پس پاسخ مرحوم آخوند به نامهء بهبهانى و طباطبايى در بارهء شيخ فضل‌اللَّه نورى در تلگرافى مبنى بر « شيخ فضل اللَّه نورى ، متابعتش حرام ، ابعادش [ تبعيدش ] به خراسان به جميع مسلمين واجب ، بدون مفسده » چيست ؟ ! اين تلگراف ، جعل است و حتى آن تلگرافى كه « دست شيخ فضل اللَّه را از مجارى امور كوتاه كنيد » صحّت ندارد . هيچ‌كدام از سوى مرحوم آخوند صادر نشده است . در نامه‌هاى مرحوم آخوند به محمّد على شاه هم آمده است كه بايد شاه از حضور مخالفان مشروطه در مناصب حكومتى جلوگيرى كند . اين مسئله هم نشان مىدهد كه مرحوم آخوند به دنبال بستن تمامى منافذ سياسى بر روىفقهاى مخالف مشروطه بوده است . بله ، او شاه را تهديد مىكند . از سوى ديگر ، شاه و خاندان سلطنت مقلّد مرحوم آخوند بودند . حتى محمّد على شاه پس از تبعيد به روسيه ، به آخوند تلگراف زد كه غذاها در اين جا نجس است ، ماه رمضان در پيش است ، تكليف روزهء ما چيست ؟ مرحوم آخوند هم فتوا داد كه بخوريد و روزه بگيريد . مظفر الدين شاه هم نامه‌اى به مرحوم آخوند نوشته و گفته بود : من مقلّد شما هستم و شما دولت را مالك نمىدانيد . قصرهاى سلطنتى را به ولايت شرعيه به من اجاره بدهيد تا تصرّف