رهبرى مراجع مشروطهخواه نجف ، از يك سو محمّد على شاه را به قبول نوعى مشروطيّت صورى وادار كردند و از سوى ديگر همهء تلاش خود را براى دور ساختن مراجع مذكور از ميدان فعاليت سياسى به كار بردند . از اين رو ، هر دو دولت طى يادداشت مشتركى ، از آخوند و ساير رهبران روحانى مشروطهخواه مقيم عراق خواستند كه فعاليت سياسى خويش را متوقّف كرده و رهبران گروههاى مشروطهخواه داخل كشور را به ميانهروى فراخوانند .
شاه ناگزير اعلام نمود كه نظام مشروطه را دوباره برقرار خواهد كرد و تلگرافهايى خطاب به مراجع عراق فرستاد و قرآنى را كه امضا كرده و به آن سوگند خورده بود كه به مشروطيّت وفادار بماند ، نزد ايشان ارسال داشت . پاسخ آخوند و ديگر علماى نجف به اين تلگراف بسيار هوشمندانه و متين و در عين حال محكم بود . به دنبال آن تلگرافهايى از نقاط مختلف ايران به علماى نجف رسيد كه همگى خبر از وحشت ، ترس ، ناامنى ، حبس ، تبعيد و تعطيل داشت . از اين رو ، آخوند تلگرافى به شاه مخابره كرد و در آن با تندى او را مورد عتاب قرار داد و در تلگرافهاى ديگرى به علما و عشاير و ايلات ايران ، آنان را به جدّ وجهد در استحكام اساس مشروطيّت فراخواند .
هنگامى كه آخوند دريافت محمّد على شاه قصد دارد با گرو گذاردن جواهرات سلطنتى ، از دولت روسيه وامى دريافت كند ، طى تلگرامى براى « انجمن سعادت ايرانيان » كه توسّط گروهى از ايرانيان آزادىخواه در استانبول تشكيل شده بود ، از آنان خواست « به توسّط سفرا و جرايد رسميه دول معظمه » رسماً اعلام دارند كه به موجب اصل 24 و 25 « قانون اساسى » ، دولت ايران حقّ هيچ گونه معاهده و استقراض ، بدون امضاى پارلمان را ندارد و نيز جواهرات موجود در خزانهء تهران متعلّق به مردم ايران است و هرگاه وامى به محمّد على شاه داده شود ، ملّت آن را معتبر نخواهد شمرد و در برابر آن مسئوليتى نخواهد داشت .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٢٩٥