تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
نوّاب ) بر وى مكشوف نشده ، طرف‌دار تجديد مجلس و مشروطيّت با همان دست اندركاران ، و بدون تفكيك عناصر و جناح‌هاى تندرو و معتدل از يك‌ديگر است . و هر دو نيز بر درستى مواضع يك‌ديگر پاى مىفشرند . مع الوصف ، شيخ نسبت به عالمان بزرگى كه به لحاظ مواضع سياسى ، در نقطهء مقابل او قرار دارند ( به‌رغم گلايه‌هاى شديدى كه از آنها دارد ) حريم نگه مىدارد و به اصطلاح « عناصر مُشتَبَه » را از « مُعاندان عامد » فرق مىگذارد و به يك چوب نمىراند . بلكه ، به قول خود ، مىكوشد كه بتواند با متقاعد ساختن آنان به درستىِ مواضع خويش ، اختلاف فكرى - سياسى موجود بين علما بر سر مشروطه را بر طرف سازد . مىدانيم كه شيخ در اواخر سال 1326 مورد سوء قصد گروه ترور مشروطه قرار گرفت ، و البته به رغم صدمهء سختى كه ديد جان به سلامت برد . پيرو اين امر ، مرحوم سيّد صاحب عروه ، در نامه‌اى به شيخ ، نجات وى از دست تروريست‌ها را تبريك گفت و شيخ در 12 محرّم 1327 به نامهء سيّد پاسخ گفت . در آن نامه ، شيخ ضمن انتقاد از رفتار ضدّ اسلامى مشروطه‌چيان افراطى ، چارهء امراض مُهلك موجود را ، تنها در « تقويت مزاج شريعت » و « اتّفاق كلمهء علماى ربّانيين » مىداند - دو اصلى كه در هميشه تاريخِ غيبت ، حلال مشكلات است . و لحن كلامش ، چُنان است كه حساب ملحدان را از معدود عالمانِ بزرگى ( كه مشروطهء مطلوبشان ، در نهايت ، جز مشروطهء مشروعه نبود و درست از همين روى نيز در فرجام ، گرفتار صدمه و آزار همان كسانى شدند كه شيخ شهيد را بر دار كردند ) كاملًا جدا مىداند ، و براى سدّ رخنه و نفوذ آن ملحدان است كه « حتى المقدور سعى دارد شايد اين اختلاف كلمه برداشته شود » ؛ سعيى كه البته در آن برهه از تاريخ ، بى نتيجه ماند .

و . پس از فتح تهران

دكتر عبد الهادى حائرى ، به دار آويختن شيخ از سوى مشروطه‌خواهان را براى مراجع نجف ، امرى دور از انتظار مىشمارَد . به ديدهء او : « اين رويداد ناگهانى ، و از نظر