اين زنادقه و اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - بر آنها ، و عدم شيوع مُنكَرات درج شود ، تا بعون اللَّه تعالى نتيجهء مقصوده بر مجلس محترم ، مترتّب و فِرَق ضاله مأيوس ، و اشكالى متولّد نشود . ان شاء اللَّه تعالى . الاحقر الجانى محمّد كاظم الخراسانى ، الاحقر عبد اللَّه المازندرانى ، هفتم جمادى الاولى [ 1325 قمرى ] .
شيخ پس از درج تلگراف فوق مىنويسد : « اين دو حجة الاسلام - أطال اللَّه أيام إفاضاتهما - چنين تصوّر فرمودهاند كه فصل دائر بر نظارت و مراقبت هيئت نوعيه از عدول مجتهدان در هر عصر ، به همان نهج مطبوع در صفحهء مخصوصه كه ملاحظه فرمودهاند ، قبول مجلس و درج نظامنامه شده است . لهذا تلگرافاً بذل شفقت و تحسين فرمودهاند و محض مزيد اهتمام در جلوگيرى منحرفان از جادهء مستقيمه الى يوم القيامه ، افزودن فصلى ديگر خواستهاند كه الحق شرط عاقبتانديشى و مآلبينى را به جاى آورده ، درجه تيقُّظ و تفتُّن خودشان را درخور هزار گونه تمجيد و تشكّر قرار دادهاند . لازم است عموم مسلمانان ، عين عبارت تلگراف آن بزرگواران را قرائت كنند و مقام غمخوارى و پاسدارى ايشان از شرع نبوى صلى الله عليه و آله و حفظ اسلاميت مجلس شورى را . . . ، كه منشأ مهاجرت داعى و اين هيئت مقدّسه است ، مستحضر شوند . . .
حرّر عن الداعى فضل اللَّه نورى » . « 1 »
ه . در دوران موسوم به استبداد صغير
دوران استبداد صغير ، ظاهراً دوران اوج تقابل ديدگاهها و مواضع سياسى شيخ و آخوند نسبت به مشروطه است . شيخ ، تجديد مشروطه و مجلس به شكل « بحرانزا » ى گذشته را ( با توجّه به سابقه سوء عملكرد جناح تندرو و سكولار در مشروطهء اوّل ) به صلاح اسلام و ايران نمىبيند و معتقد به استقرار « مشروطه و مجلسى محدود » در قد و قوارهء عدالتخانه است ، امّا آخوند ، كه هنوز ماهيتِ « واقعىِ » صحنهگردانان اصلىِ حوادث مشروطه ( امثال تقىزاده و حسين قلى خان
هامش
( 1 ) . رسائل ، اعلاميهها . . . شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 237