از مرحوم حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ على اكبر برهان ( پيشنماز اسبق مسجد لرزاده ، و مؤسّس حوزهء علميه در حضرت عبد العظيم عليه السلام ) نقل شده كه مىفرمود : « بعد از شهادت شيخ ، كسى خنده از مرحوم آخوند ملا كاظم خراسانى نديد تا از دنيا رفت » . « 1 » سيّد محمّد رضوى ( نوّاب وكيل ) ، وكيل يزد در مجلس شوراى سوم و از همراهان شهيد مدرّس در سفر مهاجرت ايام جنگ جهانى اول به غرب ايران و كشور عراق است . وى كه در حدود سال 1334 ق در نجف با فرزندان آخوند خراسانى ( ميرزا مهدى و ميرزا احمد ) ديدار و گفتگو داشته مىنويسد : مرحوم آخوند از دار زدن آقا شيخ فضلاللَّه افسرده بودند . « 2 »
ز . پس از شهادت شيخ نورى
قرائن و شواهد بسيار ، حاكى است كه آخوند پس از قتل شيخ ، به ماهيت ضدّ اسلام جناحِ تندرو پىبرده و از طُرُق گوناگون به ريشه كن كردن آنان كوشيد ، كه از جمله آنها حكم به انحراف مسلك تقىزاده و ياران وى از اسلام ، و لزوم عزل و اخراج او از مجلس شورا بود . نهايتاً هم تصميم گرفت كه براى اصلاح امر مشروطه ، به ايران بيايد كه او را شهيد ساختند . در اين زمينه ، نخست به گزارش معتبر تاريخى زير توجّه كنيد :
آقاى محمّد واعظ زاده خراسانى ، فرزند شيخ مهدى واعظ خراسانىاند كه در عصر خود خطيب بزرگ مشهد بوده است . واعظ زاده به نقل از پدر ، ماجراى جالبى را از مبارزه آخوند ( پس از قتل شيخ ) با جناح تندرو مشروطه نقل مىكند كه شنيدنى است . وى به نقل از پدر خويش ( شيخ مهدى واعظ ) مىنويسد :
بسيارى از علماى طرفدار مشروطه وقتى نيرنگها را فهميدند ، با مشروطه مخالفت كردند و از طرفدارىهاى خود پشيمان شدند . پس از استقرار
هامش
( 1 ) . شهيد هرگز نمىميرد ، ص 72 . اين كتاب ، چاپ دومِ همان كتاب « نهيب جنبش ادبى - شاهين » است كه با مقدّمه و حواشى آقاى مقدّسيان در فروردين 1358 طبع و منتشر شده است
( 2 ) . ر . ك : خاطرات نواب وكيل . . . ، ص 494 - 496