شخصى چون حاج شيخ فضل اللَّه در مجلس حضور و نظارت دارد و لوايحِ مجلس ، با اطلاع و نظر وى تهيّه و تصويب مىشود . در مجلسى كه حاج شيخ فضل اللَّه حضور و نظارت داشته باشد ، امكان ندارد كه لايحهاى بر خلاف موازين شرع از تصويب بگذرد . آرى ، من به اطمينان حضور و نظارت حاج شيخ فضل اللَّه بر مصوّبات مجلس است كه بدون قيد و شرط ، مصوبات آتى آن را امضا و تأييد كردهام . . . .
از آن زمان بود كه اندك اندك ، ميان آخوند و سيّد ، در نحوهء موضعگيرى نسبت به اوضاع و جريانات مشروطه جدايى افتاد و هر يك به حسب تشخيص و سليقهء خاص خويش ، برخوردى متفاوت با ديگرى را برگزيدند ( پايان كلام آقاى طاهر شمس ) .
ب . در جنبش عدالتخانه
سيّد محمّد على شوشترى ، كه عصر شيخ و مشروطه را درك كرده ، معتقد است كه ورود مرحوم آخوند خراسانى به نهضت عدالتخواهىِ صدر مشروطه ، معلول نامهنگارىِ شيخ به نجف بوده است : « در باب سوابق خصوصيت و ارتباط شيخ شهيد با آخوند خراسانى ، نامههايى كه در آغاز پيدايش نهضت آزادى و مشروطيّت بين مرحوم شيخ و مرحوم آخوند ملا كاظم خراسانى ، چه به واسطهء مرحوم آقا ضياء كيانورى ، پسر دوم شيخ ، مبادله شده و چه نامههاى بلاواسطه ، روشن و مدلّل مىسازد كه مرحوم آخوند خراسانى به استناد نوشتههاى شيخ ، پا در امر مشروطيّت نهاد و مُقدِم در اين اساس شد ؛ زيرا در آن تاريخ بين مرحوم شيخ و آخوند به قدرى خصوصيت حكمفرما بود كه دوستى آن دو بزرگمرد ايجاد غبطه در ديگران نموده بود » . « 1 » خود آخوند نيز در نامه به محمّد على شاه ( محرم 1327 ق ) تلويحاً به اين امر اشاره دارد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : روزنامهء اطلاعات ، 20 - 22 دى 1327 شمسى ، مقالهء سيّد محمّد على شوشترى ؛ رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 355 و 356
( 2 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ج 5 ، ص 289 : در پيشامد « مقدّمات مشروطيّت ، از اغلب بلاد حتى كسانى هم كه فعلًا سالك سبيل خلافند ، كتباً و تلگرافاً از ماها امضا خواستند »