وقت حوزه ( همچون آقايان حاج شيخ على پناه اشتهاردى و ثابتى همدانى و . . . ) جلسات بحث و مذاكره داشتند و حقير نيز در آن جلسات حضور مىيافتم . مرحوم بروجردى در يكى از آن جلسات ، به مناسبتى چنين اظهار داشتند :
در صدر مشروطه ، زمانى كه علما بر ضدّ مظالم دستگاه استبداد به پا خاسته بودند ، مرحومان سيّد محمّد كاظم يزدى ، مشهور به صاحب عروه ، و آخوند خراسانى ، در حمايت از قيام ، با هم اشتراك نظر و همكارى داشتند و اعلاميهها به امضاى هر دو بود .
زمانى كه مجلس شورا در تهران گشايش يافت ، مشروطه خواهان استفتايى را در باب مشروعيت مجلس شورا و لزوم حمايت از آن ، نزد آخوند بردند و ايشان ، در ذيل نوشته مزبور ، مشروع بودن مجلس و مصوّبات آن را امضا كرده و طبق خواست آنان ، حكم به لزوم موافقت با مجلس داد . امّا وقتى كه همان نوشته را به محضر مرحوم سيّد صاحب عروه بردند ايشان از تأييد و امضا خوددارى نموده و فرمود : چيزى را كه ماهيت و موضوعش براى من ، مجهول بوده و نمىدانم عملكرد آيندهاش چگونه خواهد بود ، امضا نمىكنم . . . . « 1 »
جمعى از آقايان ، كه ايراد سيّد بر امضا و تأييد « دربستِ » عملكردِ « نامعلومِ » اعضاى مجلس را ، منطقاً درست و وارد مىديدند ، منطق سيّد در استيحاش [ امتناع ] از امضاى « مطلق » مجلس را در محضر آخوند مطرح ساختند و راز تأييد « بىپرواى » آخوند را از مجلسى كه هويّت اعضاى آن و نحوهء عملكرد آنان ، بر او كاملًا روشن نبود ، جويا شدند .
آخوند ، در پاسخ ، بر درستى منطق سيّد ، مُهر تأييد زده و فرمود : بله ، من نيز چون ايشان ، از ماهيت وكلاى مجلس و نحوهء عملكردشان در آينده ، كما هو حقّه ، مطّلع نيستم . اين كه به امضاى بى قيد و شرط مصوّبات مجلس تن دادم ، براى آن است كه
هامش
( 1 ) . درباب سؤال و جواب از آخوند در بارهء مجلس و عدم امضاى آقا سيّد محمّد كاظم يزدى ، ر . ك : برگى از تاريخ معاصر . . . ، ص 22