تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مقدّمات سفر پرداخت كه مع الأسف به نحوى مشكوك درگذشت و به گفتهء برخى از مطّلعان ، به دست همان عواملى كه طرف‌دارى دروغين از ايشان را نقاب ستيز با امثال شيخ نورى در تهران و صاحب عروه در نجف كرده بودند ، به شهادت رسيد . و گرنه ، چندان اختلاف اساسى و لاينحلى ميان آخوند و شهيد نورى وجود نداشت ( نمىگوييم كه هيچ اختلافى نبود ) و مشروطهء مدّ نظر خراسانى نيز نهايتاً همان مشروطهء مشروعه ، يعنى اجراى متمم قانون اساسى با قيود و اصلاحات « اسلامىِ » مندرج در آن ، بود . ذيلًا نگاهى داريم به روابط و مناسبات شيخ فضل اللَّه نورى و آخوند خراسانى از پيش از مشروطيّت تا شهادت شيخ و حوادث متعاقب آن .

الف . پيش از مشروطه

تاريخ ، از دوستى شيخ نورى و آخوند با يك‌ديگر در سال‌هاى پيش از مشروطه خبر مىدهد و حكايت از آن دارد كه آن دو ، از همان زمان ميرزاى شيرازى ، نسبت به هم حسن نظر و ارتباط صميمى داشته‌اند . سيّد محمّد على شوشترى ( از معاصران شيخ فضل اللَّه ) مىنويسد : « در آغاز پيدايش نهضت آزادى و مشروطيّت ، بين مرحوم شيخ و مرحوم آخوند ملا كاظم خراسانى . . . به قدرى خصوصيت حكم‌فرما بود كه دوستى آن دو بزرگ‌مرد ، ايجاد غبطه در ديگران نموده بود » . « 1 » تأييد كلام شوشترى را مىتوان در اسناد معتبر تاريخى ( نظير نامه‌هاى فرزند صاحب عروه ) بازجست : در دوران مشروطه و سال‌هاى پيش از آن ، آقا سيّد احمد طباطبايى ( فرزند آية اللَّه آقا سيّد محمّد كاظم يزدى صاحب عروه ) در تهران مىزيست و متناوباً به پدر در نجف نامه نوشته و اوضاع و احوال پايتخت را شرح مىداد . اين
هامش
( 1 ) . ر . ك : روزنامهء اطلاعات ، 20 - 22 دى 1327 شمسى ، مقاله سيّد محمّد على شوشترى ؛ رسائل ، اعلاميه‌ها ، مكتوبات و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 355 و 356