و در متن جريان نهضت و عدم حضور آخوند در متن نهضت مربوط مىشود . مرحوم آخوند با نهضت از طريق اخبار و اطلاعاتى كه به وى مىرسيد ، همراهى مىكرد كه قطعاً به طور دقيق و آنچنان كه شيخ مطّلع بود ، نمىتوانست از اوضاع و احوال ايران و خصوصاً تهران مطّلع باشد و حتى بعضاً خبرهاى نادرست و كذب نيز به ايشان مىرسيد .
در مواردى نيز نامهها و فتواهايى به نام ايشان صادر مىشد كه حقيقت نداشت . در همين زمينه شوشترى ، نمايندهء مجلس ، در جلسهء 163 مجلس شورا در تاريخ 1330 گفت :
اسنادى الان توى خانهء من است به نام مرحوم آية اللَّه العظمى آخوند خراسانى يا حاج ميرزا حسين . . . كه اينها [ مخالفان شيخ ] برمىداشتند مىنوشتند ، عكس مىآوردند كه حضرت آية اللَّه العظمى شيخ [ فضلاللَّه ] نورى فرمودند امور حربيه حرام است يا فلان شخص مهدورالدم است .
بعد فهميديم تمام اين اسناد از منبع خارجى بوده است ، براى اين كه عالَم روحانيت و اسلام را تكان بدهند . . . براى اين كه اختلاف در ايران پيدا بشود و براى اين كه وحدت كلمه از ايران رخت بربندد و براى اين كه هر آدم متنفّذى را و هر آدم مؤثّرى را ما در ايران خائن بشناسيم . « 1 »
مرحوم شوشترى در اين زمينه مىنويسد :
چند عدد عكس نوشته ساختگى در نزد بعضىها ديده شد كه نسبت به آن سه نفر مىدادند كه آنها فتوا دادهاند مداخله شيخ در امور حسبيه حرام است . پس از تحقيق معلوم شد اين موضوع و نوشته و عكس هم ، به تمام معنا دروغ است . « 2 »
مؤيّد اين نظريه ( بى اطلاعى يا اطلاعات نادرست مرحوم آخوند از اوضاع ايران ) اين است كه علماى ديگرى كه در نجف بودند و از اوضاع ايران و اهداف
هامش
( 1 ) . اسنادخانهء سدان ، ص 94
( 2 ) . روزنامهء اطلاعات ، 21 دى 1327 ، ص 6 ( به نقل از شيخ فضل اللَّه نورى و مشروطيّت ، ص 314 ) « چرا مرحوم شيخ فضل اللَّه به دار آويخته شد » ، محمّد على شوشترى