بنگرد و حتى طبق ديدگاهى معتقد شود كه غربىها اين مفاهيم را از ما مسلمانان گرفتهاند و اختلافى بين ما و آنان وجود ندارد . « 1 » چنين نگرشى به مشروطه ، مجلس و عملكرد روشنفكران سكولار و حمل بر صحّت كردن اعمال و رفتار آنان ، موجب شد كه ايشان تصوّر كند مشروطهء موجود در تهران ، همان مشروطهء اسلامى با مفاهيم خاصّ شيعىِ آن است . با اين نوع نگاه ، طبيعى بود كه حمايت از مشروطه را در حكم جهاد در ركاب امام زمان عليه السلام بداند و مخالفت با آن را در حكم محاربه با حضرت قرار دهد ؛ چرا كه مخالفت با اسلام و اجراى قوانين و احكام اسلامى ، مخالفت با امام زمان عليه السلام است .
از نظر ايشان ، كار مشروطه و مجلسى كه در تهران تأسيس شده بود ، افزايش رفاه مسلمانان و اجراى قوانين و احكام اسلامى بود . از اين رو ، نه تنها در برابر آن موضع نگرفت ، بلكه آن را تأييد كرد . به دليل چنين ديدى بود كه هنگام گفتگو از مشكلات مشروطه و مخالفت وقايع تهران با شرع ، مسائل را جدّى و اساسى تلقّى نمىكرد و با نوعى تسامح و خوشباورى ، با وقايع جارى رو به رو مىشد .
با توجّه به عملكرد مرحوم آخوند و شيخ در طول نهضت ، به نظر مىرسد وجه دوم در مورد اختلافِ اين دو بزرگوار صحيح باشد .
2 - 2 . تفاوت در رجالشناسى
نكتهء ديگرى كه مىتواند علّت اختلاف موضع شيخ و آخوند در قبال مشروطه باشد ، اين است كه مرحوم شيخ در رجالشناسى از مرحوم آخوند جلوتر بود . به عبارت ديگر ، اين اختلاف موضع از عدم شناخت صحيح مرحوم آخوند از ماهيت فكرى روشنفكران سكولار كه ابتدا با نيّات غير مذهبى و ضدّ دينى از مشروطه طرفدارى
هامش
( 1 ) . تقريظ ايشان بر كتاب تنبيه الامّة و تنزيه الملّة دال بر تأييد مطالب آن است و مرحوم نائينى در اين كتاب چنين اعتقادى دارد . ( ر . ك : تنبيه الامّة و تنزيه الملة ، مقدّمه و توضيحات آية اللَّه طالقانى ، ص 3 )