تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
بود ؟ در بيان مراد از غرب‌شناسى مىتوان دو وجه را ذكر كرد كه آنها را طرح كرده و مورد بررسى قرار مىدهيم :

اعتقاد به لوازم ذاتى محصولات تمدّن غرب

ممكن است مراد از ضعف غرب‌شناسى آخوند نسبت به شيخ اين باشد كه مرحوم آخوند به دليل عدم شناخت كامل و جامع از غرب و مفاهيم غربى تصوّر مىكرد مىتوان مشروطه را بر اساس مذهب شيعه تعريف كرد و آن را مطابق با دين تغيير داد ؛ آن چه را كه با شرع مطابقت دارد ، اخذ كرد و آن چه را كه مخالف دين است ، كنار گذاشت . ولى شيخ به دليل شناخت عميق و جامعى كه از غرب داشت ، معتقد بود به هيچ وجه نمىتوان بين مشروطه و مذهب تشيّع ، ارتباط و آشتى برقرار كرد ؛ چنان‌كه امروزه برخى منتقدان غرب معتقدند كه دستاوردهاى تمدّن غربى و لوازم آن به گونه‌اى درهم تنيده كه نمىتوان جزئىاز آن را گرفت و جزئى ديگر را واگذاشت . آنان اين‌گونه تعبير مىكنند كه غرب ، يك سوپر ماركت نيست كه انسان هرچه مىخواهد و مىپسندد ، انتخاب كند و از آن بهره ببرند ، و هرچه نمىپسندد ، واگذارد ؛ بلكه يك كلّ ، هم‌راه با برخى لوازم و مقتضيات ذاتى است كه نمىتوان آن را تجزيه كرد . مشروطه هم يكى از دستاوردهاى تمدّن غربى است كه نمىتوان برخى از اجزا و لوازم آن را گرفت و برخى را كنار گذاشت ؛ از اين رو ، اگر مشروطه را پذيرفتيم ، بايد تمام لوازم و تبعات آن را هم بپذيريم . چنين برداشتى از تفاوت شناخت مرحوم آخوند و مرحوم شيخ از غرب ، صحيح به نظر نمىرسد ؛ چون ادلّهء متقنى بر التزام شيخ به چنين اعتقادى وجود ندارد . حداقل اظهار نظر در بارهء چنين اعتقادى به غرب ، نيازمند تأمّل بسيار در سخنان ، مكتوبات و عمل‌كردهاى مختلف شيخ است ؛ چون مواردى مثل طرح مسئلهء مشروطه مشروعه و اصل نظارت علماى طراز اوّل تا حدودى وجود چنين اعتقادى در ذهن مرحوم شيخ را نقض مىكند .