خويش است و نيم نگاهى نيز به عالم ماوراى دنياى مادّى ندارد . شيخ دريافته بود كه اين تمدّن جديد و محصولات آن ( مثل مشروطه ، آزادى ، مساوات و . . . ) ، هيچ نسبتى با دين و ديانت حتى مسيحيت تحريف شده كاتوليك ندارد ؛ بلكه تماماً بر اساس انديشهاى است كه به جاى گردش بر مدارتوحيد ، حول محور انسان ( اومانيسم ) دور مىزند .
مرحوم شيخ ، علاوه بر غربشناسى كلّى ولى عميق ، از مسائل روز ايران و جهان نيز آگاهى خوبى داشت و همواره به دنبال كسب آخرين اخبار و اطلاعات ايران و اسلام در نقاط مختلف جهان بود . از مرحوم آية اللَّه شيخ حسين لنكرانى نقل شده است كه مرحوم شيخ فضل اللَّه با حاج ميرزا عبد الغفار خان نجم الدوله ( رياضيدان و منجّم نامدار و دانشمند ذوفنون عصر قاجار ) ، ارتباطات خاصىداشته . حاج ميرزا عبد الغفار ، اوراق و نشرياتى را كه خارج از كشور در بارهء اسلام و ايران منتشر مىشد تهيّه مىكرد و همراه با ترجمهء بخشهايى كه به زبانهاى غير شرقى بود ، تحويل مرحوم شيخ مىداد . ضمناً شنيده مىشد كه مرحوم نجم الدوله ، رابط شيخ با سيّد جمال الدين اسدآبادى همدانى بوده است . همچنين آمده است كه مرحوم شيخ در صدر مشروطه ، ترجمه و ارسال مندرجات مطبوعات اروپايى در بارهء ايران را ، به علامه ميرزا محمّد خان قزوينى ( مصحّح ديوان حافظ و چهار مقالهء عروضى ) واگذاشته بود كه نزد شيخ درس خوانده و در آن زمان در اروپا به سر مىبرد . « 1 »
اين تفاوت در شناخت ، خود در موضعگيرى ايشان در قبال مشروطه كه از دستاوردهاى تمدّن غربى است ، تأثيرى به سزا داشت . از اين رو ، موضع ايشان و مرحوم آخوند ، در مراحلى از نهضت تفاوت پيدا كرد . حال بايد ديد كه اختلاف در غربشناسى تا چه حدّى است و اين تفاوت چگونه در موضعگيرى ايشان تأثيرگذار
هامش
( 1 ) . آخرين آواز قو . . . ، ص 115 و 116