شده بود يا نه ؟ در اين موضع ، مرحوم آخوند معتقد بود مجلس بهارستان همان مجلس مورد نظر علماست ؛ ولى مرحوم شيخ معتقد بود كه اين مجلس ، مجلسِ مورد نظر علما نيست .
در برخى از اين لوايح ، صريحاً به اين مسئله اشاره شده است كه متحصّنان ، غير از خواستهء مرحوم آخوند ، درخواست ديگرى ندارند . مهمترين اين خواستهها نيز ، عبارت بودند از : انضمام اصل پيشنهادى شيخ و اصلاحات انجام شده جهت عدم مغايرت مواد قانون اساسى با شرع ، بدون هيچ گونه تغيير و دست بردن در آن ، و اخراج عناصر معلوم الحال از مجلس است « 1 » كه چنانكه اشاره شد ، مرحوم آخوند دقيقاً بر ضرورت خواستهء اوّل تأكيد كردند و حتى قدم فراتر نهاده و سخن از مطابقت قوانين با شرع راندند . ايشان در مورد خواستهء دوم ( دفع افراد معلوم الحال از مجلس ) ، پيشنهاد تأسيس اصل ابدى ديگرى را دادند . از اين رو ، تفاوتى در ديدگاه و موضع آنان مشاهده نمىشود و همفكرى كلّى ايشان كاملًا مشهود است .
حكمِ شيخ به تحريم مشروطه و فتواى آخوند در تأييد مشروطه ، نيز ، مسألهاى قابل بررسى است و بايد روشن شود كه در اين احكام ، چه مفهومى از مشروطه مدّ نظر قرار گرفته . آيا مرحوم شيخ همان مشروطهاى را تحريم كرده كه مرحوم آخوند مخالفت با آن را در حكم محاربه با امام زمان عليه السلام دانسته است ؟
مراجعه به شواهد و مدارك تاريخى نشان مىدهد كه اين گونه نبود . يعنى مشروطهاى را كه شيخ تحريم كرد ، غير از مشروطهاى بود كه مرحوم آخوند آن را قبول داشت . و توضيح مطلب آن كه شيخ با اصل مشروطه به معناى محدود شدن سلطنت با مجموعهاى از قوانين ( به شرطى كه خلاف شرع نباشد ) ، هيچ گاه مخالف نبوده است ؛ چنان كه حتى در دوران استبداد صغير كه شيخ موضع تندى در برابر مشروطه اتّخاذ
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر از خواستههاى متحصّنان ر . ك : تاريخ مشروطهء ايران ، ص 413 - 423 ؛ رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ، ج 1 ، ص 231 - 247 ، 260 - 289 و 338 - 363