مشروطه و مجلس مورد نظر شيخ با مشروطه و مجلس مورد نظر آخوند ، دو امر متفاوت و متناقض باشد ؛ بلكه مراجعه به تلگرافها و بيانيههاى مختلفى كه از دو طرف صادر شده ، نشان مىدهد كه چنين تناقض و اختلاف بنيادينى وجود ندارد . به عنوان مثال لوايحى كه متحصّنان در زاويهء مقدّسه حضرت عبد العظيم عليه السلام براى بيان علّت مهاجرت و تحصّن خود و موضعشان در بارهء مجلس و مشروطه صادر و منتشر كردهاند ، نشان مىدهد كه تمام خواستههاى متحصّنان ، همان خواسته مرحوم آخوند خراسانى و علماى نجف است و تفاوتى با آن ندارد . در يكى از اين لوايح ، در اشاره به عدم اختلاف آنان و علماى نجف در مورد مجلس و ويژگىهاى آن آمده است :
از اوصاف و شرايط مجلسى كه حجج الاسلام والمسلمين آقايان نجف اشرف در اين تلگراف تعيين فرمودهاند ، آن است كه بايد رفع ظلم و اغاثهء مظلوم و اعانت ملهوف كند . آقايان عظام مهاجران زاويهء مقدّسه هم فرمايشى كه دارند ، همين است ، بدون هيچ اختلاف در هيچ يك از اين شرايط و اوصاف . « 1 »
در يكى ديگر از لوايح ( لايحهء نمرهء نهم ) نيز كه بعد از تلگراف علماى ثلاثهء نجف در بارهء مجلس صادر شد ، آمده است :
برادران دينى ما همه مىدانند كه آقاى حاجى شيخ فضل اللَّه و . . . كه در زاويهء مقدّسه مشرّف هستند ، همگى همين مجلس را مىخواهند كه حضرات حجج الاسلام و المسلمين آقاى حاجى [ ميرزا حسين تهرانى ] و آقاى آخوند و آقاى شيخ [ عبد اللَّه مازندرانى ] - دامت بركاتهم - تعيين فرمودهاند . « 2 »
بنا بر اين ، تنها اختلاف آنان در تشخيص مصداق بود ؛ به اين معنا كه آيا مجلس بهارستان ، همان اوصاف و شرايطى را دارد كه در تلگرافهاى علما براى مجلس درج
هامش
( 1 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ، ج 1 ، ص 285
( 2 ) . همان ، ص 279