عبوديت الهى و رفع التزامات شريعت نيست :
حقيقت سلطنت تملكيه ، عبارت از اغتصاب رقاب ملّت در تحت تحكّمات خود سرانه است . . . البته حقيقت تبديل نحوهء سلطنت غاصبهء جائره ، عبارت از تحصيل آزادى از اين اسارت و رقّيت است . . . نه از براى رفع يد از احكام دين و مقتضيات مذهب . . . مقصد هر ملّت . . . تخلّص از اين رقّيت و استنقاذ رقابشان از اين اسارت است ، نه خروج از ربقهء عبوديت الهيه . . . و رفع التزام به احكام شريعت و كتابى كه بدان تديّن دارند . « 1 »
عبارات زيادى از علماى مشروطه خواه در رسائل و تلگرافهاى آنان وجود دارد كه دال بر اين است كه هيچكدام از ايشان ، آزادى از قيود مذهب را نه اراده مىكردند و نه جايز مىشمردند ؛ بلكه همواره آزادى را در چارچوب شريعت و احكام دين مىخواستند . « 2 » بنا بر آن چه گذشت ، به نظر مىرسد ادّعاى علّت اختلاف احكام علما نسبت به مشروطه بر اساس اختلاف در فلسفهء سياسى و مباحثى چون انسانشناسى و آزادى ، صحيح نباشد .
برخى عبارات قائلان به اين نظريه ، خواهان اثبات اين ادّعاست كه اختلاف علما ، ناشى از اختلاف در اساس انديشهء سياسى آنهاست ؛ چنان كه در مورد علّت موضعگيرى شيخ نسبت به مشروطه بر خلاف مرحوم آخوند آمده است :
اساس انديشهء سياسى شيخ را مىتوان همان فلسفهء كلاسيك رايج در ميان علما و روحانيان شيعه دانست كه بر طريق آن ، حاكميت جامعه به دو ركن
هامش
( 1 ) . تنبيه الامّة و تنزيه الملّة ، ص 94
( 2 ) . مراجعه به منابع ذيل براى اطلاع از ديدگاههاى علما در مورد آزادى مفيد است :
غلام حسين زرگرى نژاد ، رسائل مشروطيّت ؛
على ابو الحسنى ، ديدهبان بيدار . . . ؛
محمّد حسين نائينى ، تنبيه الامّة و تنزيه الملّة ؛
محمّد تركمان ، رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ؛
موسى نجفى ، انديشهء سياسى و تاريخ نهضت حاج آقا نوراللَّه اصفهانى