خاصّه و عامّه مستفاده از مذهب و بنيه بر اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - و . . . خواهد بود . « 1 »
در نامهء مرحوم آخوند و مرحوم مازندرانى به سلطان المحقّقين شيخ محمّد واعظ ، به اين مسئله تصريح شده كه مراد از آزادى ، خروج از عبوديت الهى و القاى قيود و بايد و نبايدهاى شرعى نيست ، و از ايشان خواسته شده كه مراد علما از آزادى را براى مردم تبيين كنند :
همه بدانند كه . . . حقيقت حريّت موهوبهء الهيه - عزّ اسمه - . . . عبارت از آزادى از اسارت و مقهوريت در تحت تحكّمات دلبخواهانهء كارگزاران امور و اولياى دربارى است ، نه خروج از ربقهء عبوديت الهيه - عزّ اسمه - و القاى قيود شرعيه . . . . « 2 »
اين عبارات نشان مىدهد كه آزادى از قيود و بايد و نبايدهاى دين و اشاعهء منكرات ، مورد نظر ايشان و هيچ يك از علما نبوده است ؛ بلكه منظور همهء آنان ، آزادى از ظلم و ستم و استبداد ، و آزادى بيان در مصالح عامّهء مردم و حكّام بوده است كه البته شيخ نيز با اين آزادى موافق است ؛ زيرا با اتمام تحصّن ، ذيل اين عبارت را امضا كرد :
مراد به حريّت ، حريّت در حقوق مشروعه و آزادى در بيان مصالح عامّه است ، تا اهالى اين مملكت ، مثل سوابق ايّام ، گرفتار ظلم و استبداد نباشد و بتوانند حقوقى را كه از جانب خداوند براى آنها مقرّر است مطالبه و اخذ نمايند ، نه حريّت ارباب اديان باطله و آزادى در اشاعهء منكرات شرعيه كه هركس آن چه بخواهد ، بگويد و به موقع اجرا بگذارد . « 3 »
مرحوم نائينى نيز كه يكى از معروفترين رسالههاى علماى مشروطه خواه را در حمايت از مشروطه نوشته است ، تأكيد مىكند كه مراد از آزادى ، خروج از ربقهء
هامش
( 1 ) . رسائل مشروطيّت ، ص 485
( 2 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، ص 196
( 3 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ، ص 363 - 366 .