تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ناقض نظريه‌اى است كه معتقد بود علماى مشروطه خواه به دليل نوع نگاهى كه به دين و انسان داشتند ، با آزادى بيان موافق بودند : بر همين اساس [ اختلاف نظر مشروطه خواهان و مشروعه خواهان نسبت به دين و انسان . . . ] علماى مشروطه خواه . . . بر اين باور بودند كه شرع بايد پاسخ لازم را براى معاندان حاضر و آماده داشته باشد و در اين صورت از آزادى او را گزندى نمىرسد ؛ حال آن كه گروه مخالف ، حفظ ظواهر شرع و ممانعت از ابراز عقيدهء مخالفان را راه حلّ حفظ عقيده مسلمين مىدانستند . « 1 » هم‌چنين در تلگرافى كه اين دو بزرگوار در مشروطهء دوم به ناصرالملك و برخى ديگر ارسال كرده‌اند ، ضمن پرخاش تند به اقدامات ضد ملّى و ضد اسلامى تقىزاده و يارانش ، با لحنى منفى از آنان با عنوان « عشّاق آزادى پاريس » ياد كرده‌اند . بنا بر اين ، نه علماى مشروطه خواه از جمله مرحوم آخوند به طور مطلق به آزادى با ديد مثبت مىنگريسته و نه مرحوم شيخ فضل اللَّه همواره آزادى را منفى مىداند ؛ بلكه همهء آنان آزادى را در چارچوب قوانين شرع مىپذيرند و همواره آن را مقيّد به دستورات و احكام شرع مىدانند . مرحوم آخوند در اين باره مىنويسد : مشروطيّت هر مملكت ، عبارت از محدود و مشروطه بودن . . . دواير دولتى به عدم تخطّى از حدود و قوانين موضوعه بر طبق مذاهب رسمى آن مملكت . . . و آزادى هر ملّت هم . . . عبارت است از عدم مقهوريتشان در تحت تحكّمات خودسرانهء سلطنت . . . و چون مذهب رسمى ايران همان دين قويم اسلام و طريقه حقّهء اثنا عشريه است ؛ پس حقيقتاً مشروطيّت و آزادى ايران ، عبارت از عدم تجاوز دولت و ملّت از قوانين منطبقه بر احكام
هامش
( 1 ) . مبانى نظرى حكومت مشروطه و مشروعه ، ص 40 .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 239 | مهدى مهريزى وهادى ربانى