اختلاف ناشى از اختلاف نظر در مورد اصل آزادى است و آن هم از تفاوت ديد در مورد انسان سرچشمه مىگيرد . در حالى كه به نظر مىرسد چنين استفادههايى از عبارات اين بزرگواران ، گزينشى و بدون توجّه به زمان و شرايط طرح اين ديدگاهها بوده است . دليل اين مطلب ، بررسى دقيق و جامع نظرهاى آنان و وجود موارد نقض در عبارات هر دو بزرگوار است .
مراجعه به مكتوبات شيخ فضل اللَّه نشان مىدهد كه وى با مطلق آزادى مخالف نبود ؛ بلكه با آزادى مطلق و بى قيد و بند مخالفت مىكرد . از اين رو ، در موارد مختلف به هنگام نقد آزادى از عبارات « حريّت مطلقه » يا « آزادى مطلق » استفاده كرده است . به عنوان نمونه در نامهء ايشان به علماى شهرستانها در جمادى الاولى 1325 ق ، آمده است :
جماعت آزادى طلب به توسّط دو لفظ دلرباى عدالت و شورا ، برادران ما را فريفته ، به جانب لامذهبى مىرانند و گمان مىرود . . . چيزى نگذرد كه حريّت مطلقه ، رواج ، و منكرات ، مجاز . . . و شريعت ، منسوخ و قرآن ، مهجور بشود . « 1 »
همچنين در يكى از مكتوبات تحصّن در حرم حضرت عبد العظيم عليه السلام مىنويسد :
يك فصل از قانونهاى خارجه كه ترجمه كردهاند ، اين است كه مطبوعات مطلقاً آزاد است . . . اين قانون با شريعت ما نمىسازد ؛ لهذا علماى عظام تغيير دادند و تصحيح فرمودند . « 2 »
از اين رو ، شيخ هيچ گاه مطلقِ آزادى را نفى نمىكند و معتقد نيست كه بايد حكومت مقتدر و استبدادى كنترل كننده حاكم باشد ، چون انسان ذاتاً شرير است ؛ بلكه همواره حقوقى براى مردم قائل است ؛ امّا اين حقوق ، تعريف شده و در قالب قيود مذهب است . چنان كه در بحث حدود اختيارات وكلاى مجلس ، اين اختيارات را تابع اختيارات موكلان آنان ، يعنى مردم مىداند و در باب حدود اختيارات مردم اين
هامش
( 1 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ، ج 1 ، ص 150
( 2 ) . همان ، ص 268