اين مجلس موجود را همان مجلس مورد نظر علما - كه علماى نجف نيز از جمله آنان بودند - نمىدانست ؛ در حالى كه علماى ثلاثه نجف ، مجلس موجود را منطبق با همان مجلس مورد نظر خود مىدانستند . به عبارت ديگر ، شيخ كه در تهران حضور داشت و حتى در برخى جلسات مجلس شركت كرده بود ، توصيفاتى را كه در فتاوا و تلگرافهاى علماى نجف در مورد مجلس وجود داشت ( رفع ظلم ، اغاثه مظلوم ، اعانت ملهوف ، امر به معروف و نهى از منكر ، تقويت ملّت و دولت ، ترفيه حال رعيت و حفظ بيضهء اسلام ) « 1 » در مجلس بهارستان و عملكرد آن نمىديد ؛ از اين رو ، اين اوّلين نقطهء اختلاف موضعِ مرحوم آخوند خراسانى و مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى نسبت به مشروطه به طور اعم ، و مجلس به طور اخص بود .
جالب اين است كه علىرغم وجود اين اختلاف بين آخوند و شيخ و بدگويىهايى كه از شيخ نزد علماى نجف شد ، باز هم در نامهاى كه آخوند در اواخر تحصّن به يكى از علماى تهران مىنويسد ، ضمن اعلام ناخشنودى از اين موضع شيخ مىفرمايد :
در عقيدهء احقر لازم است كه آقايان علما و مجلس محترم نيز ، قدرى مسامحه و اغماض كرده ، جناب ايشان و همراهانشان را به راه بياورند و نه اين كه وحشت بدهند . « 2 »
اين لحن كلام آخوند نشان مىدهد كه علىرغم توطئهچينىهاى مختلف عليه شيخ ، مرحوم آخوند هنوز هم به شيخ ، خوشبين و خواهان برخورد احترامآميز با وى بودند .
3 - 3 . اتمام تحصّن
پس از گفتگوهاى فراوان بين سيّدين و شيخ فضل اللَّه و ديگر علماى مهاجر ، و چاپ ، نشر و ارسال لوايح و تلگرافهاى مختلف از طرف متحصّنان و مجلس و علماى نجف در بارهء مجلس و مشروطه ، در روز 3 شعبان « 3 » 1325 ق ، در مورد معناى مشروطه
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ مشروطهء ايران ، ص 382
( 2 ) . جلا الدين مؤيّد الاسلام ، حبل المتين ، ش 105 ، 22 رجب 1325 ، ص 1 و 2
( 3 ) . البته كسروى تاريخ قرائت آن در مجلس را اوّل شعبان ذكر كرده است ( تاريخ مشروطهء ايران ، ص 456 )