حاجى ميرزا خليل ؛ الاحقر ، محمّد كاظم خراسانى ؛ الاحقر عبد اللَّه مازندرانى . « 1 »
شايان ذكر است كه علماى مشروطه خواه اصفهان نيز ، با خواستههاى متحصّنان موافقت دارند و حركت آنان را تأييد مىكنند و با ارسال تلگرافى به مجلس ، از متحصّنان پشتيبانى مىكنند و خواهان اين هستند كه فوراً خواستههايشان عملى شود . « 2 » همچنين مرحوم سيّد يزدى ، صاحب عروه ، نيز با متحصّنان همدلى و همراهى نشان داد . « 3 »
2 - 3 . بروز اختلاف
چنانكه ذكر شد ، با شروع تحصّن شيخ ، مخالفان وى اقدام به نامهنگارى به نجف كرده و به بدگويى از شيخ و همراهانش پرداختند . پيرو اين نامهنگارىها ، متحصّنان نيز تلگرافى به نجف ارسال كردند و در آن تلگراف ، خواستهء علما را خواستهء خود شمردند و نظر آنان را در مورد مجلس منافى شرع خواستند ؛ ولىايشان پاسخ نگفتند . « 4 »
با توجّه به فضاى موجود در آن زمان مىتوان به علّت عدم پاسخگويى علما به اين نامه پى برد . آن چنان كه كسروى مىنويسد ، فضاى موجود به گونهاى بود كه پياپى از علماى نجف پرسشهايى مىشد و حتى كسانى از اين كه با نامه يا تلگرافى « شرعى » يا « خلاف شرع » بودن مشروطه را بپرسند و پاسخ را در مجالس مختلف بخوانند و به ديگران برترى بفروشند ، لذّت مىبردند . « 5 » از اين رو ، به نظر مىرسد علّت عدم پاسخگويى به اين تلگراف ، همان جوّ ايجاد شده بود ؛ چون با توجّه به آن فضا و توطئهچينىها ، اين تصوّر براى علما ايجاد شد كه اگر به اين تلگراف پاسخ دهند ،
هامش
( 1 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 382
( 2 ) . تاريخ معاصر ايران ، كتاب اوّل ، ص 33 ، « نظارت مجتهدين طراز اوّل : سير تطوّر اصل دوم متمّم قانون اساسى در دورهء اوّل تقنينيه »
( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 431
( 4 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 27 و 26
( 5 ) . ر . ك : تاريخ مشروطهء ايران ، ص 363