تهيّه كرد و پس از امضاى سيّدين ، صدر العلما سيّد جمال افجهاى و آقا حسين قمى ، به مجلس تقديم داشت . « 1 » وى همچنين براى ايجاد مقدّمات و زمينهء لازم براى تصويب اين لايحه و آگاهى ساير مردم و علما از جزئيات اين طرح ، آن را چاپ و منتشر كرد . « 2 » مخالفتهاى زيادى با اين اصل و ساير اصلاحات صورت گرفت ؛ از آن جمله ، اقدامات تقىزاده و برخى ديگر از نمايندگان آذربايجان نسبت به تأخير در طرح آن در مجلس ، تأكيد بر لزوم قرائت مجدّد در كميسيون ، اعلام عدم صلاحيت اين طرح جهت پذيرفته شدن در مجلس و فشار مشروطه خواهان تبريز بويژه انجمن ملّى تبريز بر تعجيل در تصويب قانون ؛ « 3 » امّا نهايتاً در تاريخ 3 جمادى الاولى 1325 ق ، فصلى مربوط به نظارت دائمى هيئتى از مجتهدان - البته با دخل و تصرّف در متن پيشنهادى شيخ فضل اللَّه نورى - در مجلس تصويب و ضميمهء قانون اساسى شد . « 4 » تا اين زمان نيز اعتماد و همراهى علماى نجف نسبت به مشروطه و موضع شيخ فضل اللَّه وجود دارد ؛ چنان كه كسروى مىگويد :
شور و سهش آزادىخواهى در ميان توده تهران فرو نشسته ، پيشگامان سست گرديده ، دو سيّد به كارى بر نمىخاستند . علماى نجف از آن راه دور چگونگى را در نيافته به حاجى شيخ فضلاللَّه خوشگمانى مىنمودند و با او همراهى نشان مىدادند . « 5 »
در همين ايّام ، در تاريخ 7 جمادىالاولى نيز ، شيخ فضل اللَّه تلگرافى را از طرف مرحوم آخوند و مرحوم مازندرانى به مجلس ارسال كرد « 6 » كه ايشان در اين تلگراف نه تنها لايحهء پيشنهادى شيخ را با عنوان « اصل ابديه » مورد تأييد قرار مىدهند ، بلكه پا را
هامش
( 1 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ، ج 1 ، ص 13
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 181 - 183
( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 313 و 318
( 4 ) . تاريخ معاصر ايران ، كتاب اوّل ، ص 28 و 29 ، « نظارت مجتهدين طراز اوّل : سير تطوّر اصل دوم متمّم قانون اساسى در دورهء اوّل تقنينيه »
( 5 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 325
( 6 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات . . . ، ج 1 ، ص 237