در اين تقسيمبندى ، مرحوم شيخ فضلاللَّه نورى به عنوان سردمدار مشروعهخواهان ، و مرحوم آخوند خراسانى به عنوان سردمدار مشروطهخواهان شناخته شدهاند . تفاوت موضع اين دو شخصيت نسبت به مشروطه تا حدّى است كه يكى مخالفت با مشروطه را در حكم محاربه با امام زمان عليه السلام مىداند ، و ديگرى مشروطه را مخلّ دين بر مىشمارد و آن را تحريم مىكند . در اين مقاله ، درصدد بررسى اين مطلب هستيم كه اين تأييد و تحريم ، در قبال كدام مفهوم از مشروطه بود و علّت اين تفاوت موضع چه بود .
در ابتدا لازم است سير حضور اين دو شخصيت در نهضت را بررسى كنيم تا مشخّص شود كه در زمانهاى مختلف و در شرايط و موقعيتهاى متفاوت ، موضعشان نسبت به مشروطه چه بوده است . با اين كار مشخص خواهد شد كه آيا در اين مسئله ، اشتراك نظر هم بين آنان بوده است يا خير ، و اگر نقطهء اشتراكى داشتند ، تا چه زمانى ادامه يافته و از چه هنگامى موضعشان نسبت به مشروطه فرق كرد و فتاواى متضاد از آنان صادر شد . از آنجا كه آگاهى به زمان صدور اين فتواها و زمان بروز اين تفاوت موضع ، در يافتن علّت اختلاف مؤثّر است ، بايد از نظر سير تاريخى مشخّص شود كه در مراحل مختلف نهضت مشروطيّت ، اين دو فقيه چه رويكردى در قبال مشروطه داشتهاند و چه اتّفاقاتى افتاده است كه تفاوت موضع نسبت به مشروطه پديد آمده است .
الف . بررسى حضور دو شخصيت در مقاطع حسّاس نهضت
پس از بروز وقايعى چون جريان موسيو نوز بلژيكى ، چوب خوردن ميرزا محمّد رضا مجتهد كرمانى و تاجران قند ، و نهايتاً شهادت طلبهاى به نام سيّد عبد الحميد در جمادى الاوّل سال 1324 ق ، اوّلين اقدام شيخ فضل اللَّه - كه حاكى از حضور او در جريان نهضت است - ، حضور وى در تحصّن مسجد جامع تهران ، در 18 جمادى الاولى همان سال است . حضور شيخ در اين تحصّن ، حضورى قدرتمند و با صلابت