تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
طى دو نامهء جداگانه به مجلس و علماى تهران ، به تأييد و حمايت مشروطه اقدام كرد . « 1 » در اوايل سال 1325 ق ، كميسيونى از مجلس ، نگارش متمّم قانون اساسى را آغاز كرد . اين متمّم بر اساس قانون فرانسه و بلژيك نوشته شده بود « 2 » و برخى مواد آن از نظر شرعى جاى تأمّل داشت . از طرف ديگر ، شور شريعت‌خواهى در دل مردم و برخى نمايندگان مجلس افتاده بود ؛ از اين رو ، پس از آن كه كميسيون كار خود را به پايان رسانيد و قانون اساسى آماده گرديد ، دار الشورا از پذيرفتن آن ترسيد و براى جلوگيرى از بدگمانىهاى مردم مقرّر شد كه تعدادى از علما با تنى چند از نمايندگان بنشينند و آن را اصل به اصل ملاحظه كنند . « 3 » در تلگرافى كه سه تن از نمايندگان مجلس در تاريخ 30 ربيع الاوّل 1325 ق ، به انجمن ملّى تبريز فرستادند ، آمده است : كميسيونى منتخب شده ، دو ماه تمام مشغول ترتيب آن شد . . . ليكن چند مادّهء آن شرعاً جاى تأمّل بود ؛ لهذا كميسيونى ثانى مركّب از آقايان حجج اسلام و چند نفر ديگر از علماى اعلام و دانش‌مندان وكلاى آذربايجان و غيره ، چند روز است به تطبيق آن با موازين شرعيه سعى و جهد دارند . « 4 » در جهت بررسى اصول قانون اساسى ، شيخ فضل اللَّه لايحهء « اصل نظارت فقها » را
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ بيدارى ايرانيان ، ج 4 ، ص 66 و 67 ؛ برگى از تاريخ معاصر ، ص 23 - 25 . چنان كه در يكى از اعلاميه‌هاى تحصّن حضرت عبد العظيم عليه السلام آمده ، شيخ صريحاً اعلام مىكند كه علماى نجف به تحريك وى وارد نهضت شدند : « من مدخليت خود را در تأسيس اين اساس بيش از همه كس مىدانم ؛ زيرا كه علماى بزرگ ما كه مجاور عتبات عاليات و ساير ممالك هستند ، هيچ يك هم‌راه نبودند و همه را به اقامه دلايل و براهين ، من هم‌راه كردم . از خود آقايان مىتوانيد اين مطلب را جويا شويد » ( رسائل ، اعلاميه‌ها ، مكتوبات . . . ، ج 1 ، ص 245 ) . مؤيّد اين كلام شيخ ، سخن مرحوم شوشترى است كه مىنويسد : « آخوند خراسانى به استناد نوشته‌هاى شيخ پا در امر مشروطيّت نهاد و ميان او و شيخ به قدرى خصوصيت حكم‌فرما بود كه دوستى آن دو مرد بزرگ ايجاد غبطه در ديگران نموده بود » ( « چرا مرحوم شيخ فضل اللَّه به دار آويخته شد » ، روزنامهء اطلاعات ، 21 دى 1327 ، ص 6 ، به نقل از شيخ فضل‌اللَّه نورى و مشروطيّت ، ص 314 ) ( 2 ) . خاطرات و خطرات ، ص 145 ( 3 ) . ر . ك : تاريخ مشروطهء ايران ، ص 293 ( 4 ) . همان ، ص 307