تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
حوزهء نجف براى برخى از علما شناخته شده بود كه خود متأثّر از انديشه‌ها و نظام‌هاى سياسى غرب بود . و فقها و روحانيان شيعه قطعاً از آنها اثرپذيرى داشتند ، ولى به هر حال فقهاى شيعه و سياست‌مداران ايرانى ، مفهوم مشروطه را بومى كردند و جنبه لائيك آن را نفى و « شرع اسلام » را جايگزين آن ساختند .

گفتمان فقهى - سياسى تحديد قدرت ( مشروطه ) آخوند خراسانى

روند قضايا به گونه‌اى بود كه ستم‌ها افزايش پيدا كرد و تحمّل استبداد غير ممكن شد . استبداد از عالم سياست به قلمرو دين سرايت كرد و به قول علامهء نائينى ، در كنار استبداد سياسى و نظامى ، استبداد دينى نيز پديدار شد و در كنار هم گرفتن اين دو ، يعنى استبداد دينى و استبداد سلطنتى و سياسى ، موجب اين شد كه كشور ما دچار عقب‌ماندگى وحشتناكى شود كه مظاهر آن در زندگى روزمرهء مردم هويدا و كاملًا ملموس بود . اينها باعث شد كه فقهاى شيعه در گفتمان سلطنت مطلقه و استبدادى ، تجديد نظر كنند . مىشود گفت كه از زمان صاحب جواهر ، شيخ انصارى ، بحرالعلوم و ميرزاى شيرازى ، باب اين نوع گفتگوها كه آيا سلطنت اين دسته از سلاطين كه سلطنت مأذونه و نيابتى نام دارد ، مشروع است ؟ آيا جوايز اين سلاطين را مىشود گرفت و آيا اينها مىتوانند خراج و ماليات بگيرند و آيا اينها واقعاً امين بيت‌المال و ملّت مىتوانند باشند ؟ و امثال اين مباحث در فقه شيعه مفتوح شد . اين گفتگوها باعث شد كه كريم خان زند نيز وقتى به حكومت رسيد بر اساس اين زمينهء اجتماعى نتوانست خود را سلطان بنامد و گفت من « وكيل الرّعاياى » شما هستم . يعنى شما فكر نكنيد اين فقط ناشى از سلامت نفس كريم خان بود ، البته كريم خان آدم سليم النفسى نسبت به بقيهء سلاطين بود ، امّا اين ناشى از يك زمينهء اجتماعى بود كه جامعه ، آن نوع سلطنت مطلقه استبدادى را نمىپذيرفت . و لذا كريم خان گفت اصلًا من سلطان نيستم ، من وكيل الرعايا هستم تا با اين وسيله مشروعيت خودش را كسب كرد ، كه اگر مىگفت من سلطانم قطعاً نمىتوانست مشروعيتش را در آن حد كسب كند .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 196 | مهدى مهريزى وهادى ربانى