اينها نشان مىدهد كه اين گفتمان از دورههاى پيش شروع شد تا اين كه در اواخردورهء زنديه و اوايل قاجاريه ، مخصوصاً با شروع جنگ ايران و روس ، به كمال نسبى خود رسيد و در انقلاب مشروطه ثمر داد .
من شخصاً جنگ ايران و روس را سر فصل تاريخ معاصر مىدانم و ظاهراً برادرمان آقاى دكتر على اكبرى فرمودند كه نهضت تنباكو زمينهء مشروطه شد . فكر مىكنم آن حرف در جاى خودش البته درست است ، امّا تاريخ معاصر ايران را ما بايد از جنگ ايران و روس آغاز كنيم و از حادثه قتل گريبايدوف و شورش مردم تهران كه نخستين شورش و قيام از نوع نهضت يا شبه نهضت در ايران بود . فقط در قيام مردم تهران و ويرانسازى سفارت روس و قتل گريبايدوف و اعضاى سفارت به فتواى ميرزا مسيح مجتهد تهرانى است كه يك قيام عمومى را مىبينيم و همان نيز زمينهء نهضت تنباكو و انقلاب مشروطيّت به شمار مىآيد . در واقع ، بيدارى ايرانيان نيز از اين جنگ آغاز شد . يعنى آنان فهميدند كه خيلى عقب هستند . در اين جنگ و بعد از آن جنگ بود كه ايرانيان فهميدند فاصلهء زيادى با دنيا دارند . و عباس ميرزا خطاب به يك اروپايى نوشت كه اى اجنبى ! تو بگو كه چه رمزى در كارت هست كه آن قدر موفّقى ( نقل به مضمون ) . و اين نشان مىدهد كه آغاز بيدارى ما از آن دوره بوده است و گفتمان آخوند خراسانى و شاگردان او و مجتهدان همدورهء او مثل فقهاى تهران ، تبريز و اصفهان يا فقهايى كه در نجف بودند مثل حاج ميرزا حسين خليلى تهرانى يا ملا عبد اللَّه مازندرانى و ديگران و كسانى مثل نائينى و آقا نجفى قوچانى كه در انقلاب مشروطه نقش داشتند و يا سيّد حسن مدرّس كه همه از شاگردان مسلّم و بلافصل آخوند خراسانىاند ، همه و همه ، بر چنين بستر تاريخى و زمينه مساعدى بود كه گفتمان مشروطه از نوع ايرانى آن را علم كردند .
آخوند خراسانى راجع به مشروطه ، كتاب خاصى ندارد ، امّا فتواها و اعلاميهها و بيانيههاى او در كتابها آمده ، و كتابى مثل مرگى در نور نوشتهء نوهء او ، آقاى مجيد كفايى است كه بخش عظيمى از متن اعلاميههاى آن در آن آمده است . و نيز كتاب ديگرى به
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٩٧