تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
نام برگى از تاريخ معاصر يا حياة الاسلام فى أحوال آية الملك العلّام به فارسى است نوشتهء آقا نجفى قوچانى از شاگردان اوست كه متن بيانيه‌هاى ايشان و ديگر فقها را در اين جا گرد آورده ، و آقاى دكتر زرگرىنژاد نيز در كتاب رسائل مشروطيّت بخشى از متون انديشه‌اى و فقهى دوران مشروطه را گردآورى و احيا نمودند . در اين منابع مىتوان بخشى از فتواهاى ايشان را ديد و كسانى مثل نائينى هم در واقع آبش‌خور فقهىشان كلاس‌هاى آخوند خراسانى بود و لذا انديشه‌هاى آنان را مىشود به آخوند خراسانى هم منتسب كرد . گفتمان ايشان ، تحديد قدرت و تحديد سلطنت بود . يعنى محدودسازى يا به تعبير امروز ، مشروطسازى و مشروطيّت و مقيّدسازى . اصلًا كلمهء مشروطيّت ، يعنى در مقابل مطلقه و مطلقيّت است . سلطنت ، مطلقه بود ، ولى اين فقها آمدند گفتند بايد مشروطه باشد . يعنى سلطنت سلطان ، مشروط به شرايطى و مقيّد به قيودى باشد . در حوزهء دين ، گفتمان مشروطه‌خواهى را آخوند خراسانى و شاگردان او امثال علامه نائينى پرورش دادند . البته در اوّل عرائضم عرض كردم كه من نمىخواهم زحمات روشن‌فكران و غير معمّمين را به اسم آخوند خراسانى و شاگردانش بنويسم . من در اين جا مىخواهم فقط از منظر فقهى ، مبانى نظرى مشروطه ايرانى را مورد توجّه قرار بدهم ، كه همان گفتمان تحديد قدرت يا به تعبير رايج شده « مشروطه » و مقيّدسازى سلطنت بود كه قانون نوشته شود و مجلس و پارلمان به وجود بيايد و مبعوثان و نمايندگان مردم در آن جا جمع شوند و گفتگو كنند و سلطان هم فقط سلطنت كند ولى مشروط به اين شرايط . اين يك گفتمان است ، كه خودش موضوع يك مقاله بسيار مفصّلى است . من فقط خواستم دورنما و چشم‌انداز تحوّلات فقهى - سياسى شيعه را از آغاز تا اين عصر بگويم تا در بين اين چشم‌انداز معلوم شود جايگاه آخوند كجاست و انديشهء فقهى - سياسى آخوند چه نقشى در آزادىخواهى مردم ايران داشته است . واقعاً آخوند خراسانى در تاريخ ايران حقّش شناخته نشده است . شاگرد او علامهء
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 198 | مهدى مهريزى وهادى ربانى