تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
جهان اسلام مثل لبنان كسانى مثل شيخ بهايى به دربار صفويه مىآيند . براى اين كه تنها موردى بود كه به اسم اهل بيت حكومتى از اين نوع تشكيل شده بود و لذا آنان آمدند تا آن را يارى برسانند . و نيز شيخ حسين بن عبد الصمد عاملى و ديگران زياد بودند كه از جَبَل عامل و لبنان آمدند كه اينها آن خانواده‌هاى مهاجر هستند كه براى حمايت دولت صفويه به ايران مهاجرت كردند و به تدريج با وصلت با ايرانيان ، ايرانى شدند . اين هم يك گفتمان است . در واقع ، گفتمان سلطنت نيابتى كه متأسّفانه به سلطنت استبدادى مطلق تبديل شد و اين چند عامل داشت . يك عاملش اين بود كه رقابتى بود بين خلافت يا سلطنت و امپراطورى عثمانى در ميان برادران اهل سنّت با قزوين و بعدها اصفهان كه دربار صفويه بود . اين رقابت ، باعث مىشد كه توده‌ها و علماى شيعى بنا به اين مصالح ، از انتقاد از بُعد استبدادى سلطنت صفويه صرف نظر كنند و بگويند ما با دشمن برون‌مرزى مواجه هستيم و آن مسئله اولويّت دارد . و جنگ‌هايى از نوع چالدران كه بين صفويه و عثمانى اتّفاق مىافتاد ، مزيد بر علّت شد كه استبداد در اين نوع سلطنت ، نهادينه شود ، و گرنه در سلطنت سربداران كه در واقع از همين جنس بود استبدادى در آن نمىبينيم . امّا در سلطنت صفويه و بعدها افشاريه ، زنديه و قاجاريه هم كه استمرار همان گفتمان بودند ، مىبينيم كه كلًا به استبداد تبديل شدند و استبداد به عنوان ركنى از اين سلطنت‌ها و حكومت‌ها گرديد . و اين جا بود كه روح آزادىخواه ايرانى و روح عدالت‌طلبى كه در فقه اسلام ، مخصوصاً فقه شيعه حاكم است ، باعث شد كه فقها تجديد نظر كنند . البته يادآورى اين نكته نيز بايسته است كه فقهاى شيعه در عالم اعتزال و خلأ زندگى نمىكردند . بنا بر اين ، آنان نيز به نوبت خود در ابراز فتاواى سياسى و اجتماعىشان تحت تأثير شرايط روز و الزامات تاريخى و اجتماعى بودند . آشنايى مسلمين با تمدّن فرنگى و نظام‌هاى سياسى قانون‌مدار و دولت‌هاى مسئول آنان ، براى فقها نيز معلوم و مكشوف بود و آثار كسانى هم‌چون عبد الرحمان كواكبى ، در