اوّلين آنها گفتمان تحريم مشاركت است . يعنى شما به صدر اسلام كه بر مىگرديد ، در دورهء امام باقر و صادق عليهما السلام و بعد از آن مىبينيد كه شيعه را كلًا از مشاركت يافتن در حكومت خلفا منع كردند . بعضاً هم اگر كسى مىخواست از بزرگان شيعه در حاكميت شركت پيدا كند ، مثل على بن يقطين ، از باب تقيّه و مخفيانه و با تغيير موضع ظاهرى بود . بنا بر اين ، اولين گفتمان در فقه مدوّن ما تحريم مشاركت است كه نقطه آغازين آن شروع حكومت بنى اميه و بويژه يزيد است . حتى در دورههاى بعدى نيز فقهايى مثل شيخ صدوق و غير او در كتابهاى فقهى خودشان فتوا دادند كه به قضات و دستگاههاى اجرايى خلفا مراجعه نكنيد و مرافعه نبريد ، بلكه لازم است كه يكى از فقهاى شيعه را بين خودتان حَكَمْ انتخاب كنيد و اختلافات را نزد او ببريد . و اين بدين معناست كه به صورت غير رسمى ، دولتى در داخل دولت تشكيل دهيد . اين در واقع همان تحريم مشاركت بود كه مىگفت هيچ منصبى را قبول نكنيد و هيچ جايزهاى را از سلطان و خليفه نگيريد . پس ، اوّلين گفتمان ، گفتمان تحريم بود كه تا پايان حكومت سلسلهء امويان و اوايل حكومت عباسيان هم چنان استمرار و دوام داشت . گفتمان تحريم ، با پذيرش ولايت عهدى توسّط امام رضا عليه السلام در زمان مأمون عملًا شكسته شد هر چند كه پذيرش آن منصب اختيارى نبود . بعد از آن نيز بويژه با حكومت يافتن خاندان شيعه مذهب آل بويه و تأييد فقهاى شيعه از آنان ، تحريم شكسته شد و گفتمان تجويز مشاركت سياسى آغاز گرديد .
در اين دوره است كه از فقهاى بزرگ شيعه ، كسانى مثل شيخ مفيد و سيّد مرتضى علم الهدى ، در بعضى قسمتها حضور مىيابند و خودشان را موافق نشان مىدهند و مؤيّد آل بويه هستند . ولى اين وضعيت بسته به شرايط ، حالت نوسان دارد كه بالاخره خلافت عباسيان با حمله مغولان برچيده مىشود و ايلخانان مغول در جهان اسلام حاكم مىشوند .
در اين دوره ، همان گفتمان جديدى حاكم مىشود كه مقدّماتش از دورهء ولايت
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٩٢