همچنين در مشروطهء دوم ، آخوند توانست شناخت بهترى از ماهيت برخى افراد و جريانهاى داخل ايران كسب كند . ايشان در نامهاى كه به همراه مازندرانى به عضد الملك در خصوص اخراج تقىزاده نوشت ، عدول از حسن اعتماد خود به تقىزاده را بيان داشت : « آن چه به تحقيق و وضوح پيوسته ، آن كه وجود آقا سيّد حسن تقىزاده به عكس آن چه اميدوار بوديم ، مصداق اين شعر است : فكانت رجاء ثم صارت رزية ؛ لقد عظمت تلك الرزايا و جلّت » . « 1 »
بريدگى تأثيرگذارى جدّى نجف در حوادث ايران به دنبال رحلت آخوند ، يكى از علل تسريع در انحراف نهضت مشروطه و از عوامل مهم عدم رشد و پويايى سريع و لازم در حوزهء غربشناسى و ديگر عرصههاى انديشهء سياسىدر نجف بوده است .
به هر حال ، آن چه مسلّم است ، حوزهء مشروطهخواه نجف كه در رأس آن آخوند قرار داشت ، خواستار مشروطهاى نبود كه در آن افزون بر پادشاه ، مذهب نيز محدود شود ، و قوانين اجتماعى ، به وسيلهء عقلى جمعى به تصويب رسيده ، بدان عمل شود .
آنان فقط قالب مشروطه را خواستار بودند تا با استفاده از آن و در پرتو قوانين اسلامى ، تصرّفات خودسرانهء سلطان و حاكمان را لگام زده ، زمينههاى استقلال و اعتلاى
هامش
( 1 ) . اين سه مجلّه با نامهاى الغرى ، درة النجف و النجف در كتاب حوزهء نجف و فلسفهء تجدّد در ايران گنجانده شدهاند . البته برخى شمارههاى مجلّهء اخير به جهت عدم دسترسى به آنها ، درج نشده است