« همچنان كه مشروطيّت و آزادى ساير دول عالم بر مذاهب رسميهء آن ممالك استوار است ، همين طور در ايران هم بر اساس مذهب جعفرى - على مشيّده السلام - كاملًا استوار و مصون از خلل و پايدار خواهد بود . . . » . « 1 »
شاگرد برجستهء آخوند ، ميرزاى نائينى نيز در رسالهء تنبيه الامّة و تنزيه الملّة كه آخوند بر آن تقريظ زده است ، مىنويسد : تمام منازعات و مشاجرات واقعه فى ما بين هر ملّت با حكومت تملكيهء خويش ، جهت تحصيل آزادى از « سلطنت غاصبهء جائره » است ، « نه از براى رفع يد از احكام دين و مقتضيات مذهب » . اين فقيه ، مشروطگى دولت را انتزاع آزادى از غاصبان دانسته ، مىنويسد : « اتّساع مشربهاى بى ربط به اين داستان ، و بود و نبودش ناشى از اختلاف مذاهب ، و نسبت به استبداد و مشروطيّت دولت يكسان است » . « 2 »
همچنين نائينى از قانون مساوات ، برداشتى همانند آزادى دارد . « 3 »
مطالب مذكور ، از نظر محقّقان غربشناسى كه غرب را در دورهء جديد ، بر پايهء امانيسم شناختهاند ، قابل تأمّل و درخور نقد است ؛ چرا كه غرب در قرون جديد ، خداوند را رسماً در جايگاه آفرينندهء جهان ، باقى نگاه مىدارد ؛ امّا وحى ، يعنى اعتقاد به نبوّت و كتاب آسمانى با همهء احكام و ارزشهاى الهى را از ميان برمى دارد . دليل باقى ماندن چنين خدايى نيز همان انسان محورى بوده است ؛ زيرا اعتقاد به خدا مىتواند در آرامش انسان تأثير بسزايى داشته باشد . البته در زمانهاى بعد كه هنرهاى تجسّمى ، نمايشى و موسيقى تا حدودى اين آرامش را براى انسان تأمين كرد ، نياز به
هامش
( 1 ) . در تحليل اختلاف مواضع عالمان در مشروطه بويژه اختلاف آخوند خراسانى و ياران و شاگردانش با مجتهد نورى و همراهانش ، نظريههاى ديگرى نيز بيان شده است . ر . ك : ضميمهء 2 در انتهاى مقاله ( ص 181 - 185 )
( 2 ) . تاريخ تحوّلات سياسى ايران ، ص 293 .
( 3 ) . تنبيه الامّة و تنزيه الملّة ، ص 94 و 95 ؛ محلاتى نيز آزادى در غرب را به همين صورت تفسير كرده است . ر . ك : اللئالى المربوطة فى وجوب المشروطة ( مندرج در : رسائل مشروطيّت ، ص 520 )