تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
العظيم ، با صراحت از مجلسى كه « بر خلاف شريعت محمّدى و بر خلاف مذهب مقدّس جعفرى ، قانونى نگذارد » دفاع مىكنند . آنها اختلاف حقيقى خود را با لامذهب‌ها « كه منكر اسلاميت و دشمن دين حنيف هستند » مىدانند . « 1 » پس از آن كه آخوند و دو فقيه ديگر نجف ، در پاسخ تلگراف‌هاى مشروطه‌خواهان در شكايت از شيخ و متحصّنان ، تلگرافى فرستاده ، نوشتند : « . . . مجلسى كه تأسيس آن براى رفع ظلم و اغاثهء مظلوم و اعانت ملهوف و امر به معروف و نهى از منكر و تقويت ملّت و دولت و ترفيه حال رعيت و حفظ بيضهء اسلام است ، قطعاً عقلًا و شرعاً و عرفاً راجح ، بلكه واجب است » ، « 2 » بست‌نشينان عبد العظيم تلگرافى به نجف ارسال داشته ، مجلس با قيود مندرج در تلگراف علماى نجف را خواستهء خود برشمردند ؛ ولى در ادامه ياد آور شدند : « توضيح فرماييد مجلسى كه منشأ شيوع منكرات و رواج كفريات و جسارت مرتدّين و ضعف اسلام و مسلمين و حرمت شريعت و شرايع و تأمين قواعد حرّيت در امور دينيه و سلب امنيت از بلاد و رفاه عباد و ظلم بر ضعفا [ باشد ] ، چه حكمى دارد ؟ » « 3 » اين ويژگىها در واقع به مجلسى انتساب داشت كه در بهارستان تهران منعقد شده بود . در يكى از لوايح متحصّنان در مقام پاسخ به اين پرسش كه اگر مجلس موجود ، مخالف با شريعت است ، چرا « علماى راشدين » از آن حمايت مىكنند ، اشتباه آنها در قضيهء صغرويهء اين استدلال ، بيان مىشود : « هذا المجلس يأمر بالعدل و الاحسان . و كلّ مجلس يأمر بالعدل و الاحسان ، مفترض الطاعة . فهذا المجلس مفترض الطاعة » . « 4 » مرحوم تبريزى در رسالهء كشف المراد نيز مىنويسد : « در حقيقت ، نزاع در صغرى است ، نه در كبرى » ؛ يعنى در باب مجلسى « كه مخالفت با قانون شرع نباشد ، مطلوب و محبوب تامّه ، عدل است ، جاى سخن نيست ؛ امّا اين مجلس موجود ، آيا همان مجلس مذكور است يا نه ، ما بين آنها محلّ خلاف گشته » . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : مرگى در نور ( زندگانى آخوند خراسانى ) ، ص 278 - 294 ( 2 ) . رسائل ، اعلاميه‌ها ، مكتوبات ، . . . و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ج 1 ، ص 246 . ( 3 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 382 . ( 4 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 26 و 27 . ( 5 ) . لوايح شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 36 و 37 .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 169 | مهدى مهريزى وهادى ربانى