مجتهد مازندرانى در نامهاى به يكى از آشنايان خود ، با اشاره به آشكار شدن تعارض او و آخوند با گروهى كه « مواد فاسدهء مملكت » نام مىنهد ، از خطر جانى خود ، از سوى انجمنهاى سرى وابسته به گروه مذكور خبر مىدهد . « 1 »
4 - 2 . استمرار مشروطهخواهى و وفات مشكوك مجتهد خراسانى
وجود انحرافها ، كارشكنىها و ناكارآمدىها در مشروطهء ايران ، مانع از آن نشد كه آخوند از مشروطهخواهى دست بكشد . هنگامى كه محمّد على شاه براى دست يافتن دوباره به سلطنت ، به ايران حمله كرد ، در حكمى همانند آن چه در زمان استبداد صغير ، بر ضدّ شاه قاجار داده بود ، نوشت : « چون بديهى است ، رجوع محمّد على ميرزا به دسيسهء اجنبى است و چون آلت كار آنهاست ، استيلاى او استيلاى كفر است بر ممالك اسلاميه و در تحت نفوذ كفر خواهد بود . . . از آن طرف هم عمروعاصهايى در ميان مردم نادان افتاده ، قصد قربت نموده و نذر كرده كه آن چه آشوب و اختلاف و قتل و غارت رخ بدهد و يا بلاى آسمانى نازل شود ، نسبت مىدهند به اين صاحب نفس زكيه و آيهء الهيه [ نظام مشروطه ] » . « 2 »
وفات مشكوك آخوند خراسانى در بيستم ذى حجّهء 1329 در حالى كه با همراهى مجتهدان برجستهء عراق ( غير از سيّد محمّد كاظم يزدى ) « 3 » عازم ايران بودند تا از
هامش
( 1 ) . همان ، ص 306 - 308 .
( 2 ) . همان ، ص 310 و 311 .
( 3 ) . همان ، ص 126 - 130 . ظاهراً علّت عدم همراهى سيّد را بايد وقايع جمادى الثانى 1327 دانست . در آن زمان نيز هدف عمدهء هجرت علما ، دفاع از ايران در مقابل روس عنوان شد ، ولى فتح تهران به وسيلهء مشروطهخواهان و با آن كه قواى روس از ايران خارج نشده بودند ، سبب توقّف حركت شد . اين مسئله با در نظر داشتن بدبينى سيّد به مشروطه كه بعد از دار زدن مجتهد نورى و ترور بهبهانى شدّت يافته بود ، زمينههاى عدم همراهى عملى اين مجتهد بلند پايه را در حادثهء مشابه در سال 1329 فراهم ساخت . با اين همه ، پس از رسيدن خبر اولتيماتوم روس به ايران در سيزدهم ذى حجه ، سيّد يزدى در نوشتن اعلاميهاى به احمد شاه در روز بعد ، خراسانى ، مازندرانى و شيخ الشريعه اصفهانى را يارى مىرساند . اين اعلاميه افزون بر دعوت به مقاومت در برابر فشار روس ، آمادگى علما را جهت جهاد بيان مىكند ( ر . ك : اسنادى در بارهء هجوم انگليس و روس به ايران ، ص 180 و 181 ) . به دنبال اشغال ايران به وسيلهء روس و انگليس و اشغال ليبى به وسيلهء ايتاليا ، سيّد ، حكم جهاد صادر مىكند ( ر . ك : الثورة العراقية الكبرى ، ص 117 و 118 ) . مرحوم يزدى ، سرانجام با هجوم وحشيانهء روسها به تبريز و كشتار فراوان مردم در محرّم 1330 ، اعلان كرد به اجتماع علما كه براى تصميمگيرى مسائل ايران در كاظمين تشكيل يافته بود ، مىپيوندد ( ر . ك : هجوم روس به ايران و اقدامات رؤساى دين در حفظ ايران ، ص 84 و 85 ) . آقا نجفى قوچانى ، در اين قسمت نيز نتوانسته داورىهاى جناحى خود را پوشيده نگاه دارد و در مورد علّت مرگ آخوند پس از ذكر احتمال مسموميت وى ، احتمال ديگرى را مطرح مىكند ، و آن اين كه چون عدم همراهى سيّد يزدى در حركت علما ، سبب تقويت حضور روس در ايران مىشد ، « از اين رو نقل شده ، چند شبى حضرت آية اللَّه ( خراسانى ) سحرها قرآن به سر مىگرفت و مرگ خود را از خدا مىخواست » ( برگى از تاريخ معاصر ، ص 131 )