آخوند خراسانى تلگرافهاى متعدّدى كه برخى با همراهى مازندرانى بود ، خطاب به عموم اهالى ايران ، انجمن ايالتى تبريز ، سپهدار تنكابنى و سردار اسعد بختيارى و برخى عالمان تهران فرستاد . او ضمن عرض تبريك و اظهار خشنودى خود از عود مشروطه و خلع محمّد على شاه و تعيين احمد ميرزا براى سلطنت ، نوشت : « لازم و واجب است كه ممالك را از هرج و مرج ، امن و منتظم . نگذاريد مفسدان اخلال آسايش نمايند كه اسباب تشبّث و دخل اجانب گردد » . همچنين حركت مهاجران را از نجف براى « رفع تجاوزات اجانب » اعلام داشته ، انتظار خود را جهت كسب خبر مجدد بيان داشت . « 1 » از تهران ، شيخ مرتضى آشتيانى و صدر العلما جواب دادند : « امورات داخله اصلاح ، اميد در اعادهء اجانب حاصل ، حركت آقايان عجالة غير لازم . . . » . « 2 »
4 . مشروطه دوم و رويارويى آخوند با غربگرايان و فرصتطلبان
با فتح تهران در روز 27 جمادى الثانى ، ادارهء پايتخت ، به دست فاتحان ، متشكّل از قواى بختيارى ، گيلانى و ارمنى افتاد ، و خيابانهاى شهر ، عرصهء تاخت و تاز قواى آنان شد . فاتحان ، به شناسايى مخالفان خود پرداخته ، به نام انقلابى و كميتهء انقلاب ، به دشمنان خود كه جملگى آنان را مستبد و مرتجع مىناميدند ، حملهور شده ، شيخ فضل اللَّه نورى را در همين راستا به دار آويختند . آخوند خراسانى ، تلگرافى را جهت حفظ جان شيخ ارسال مىدارد كه به دليل تأخير در ارسال يا سانسور آن ، مفيد واقع نمىشود . « 3 »
با كنار رفتن گروه مخالف مشروطه ، اوضاع در تهران فرق كرد و دعواى انقلابى و مرتجع ، آزادىخواه و مستبد ، به دعواى اعتدالى ( كه طيف گستردهاى از عناصر صادق و منفعت جو و نيز اطرافيان سيّد بهبهانى و سيّد طباطبايى در آن عضويت داشتند ) و
هامش
( 1 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 66 .
( 2 ) . همان ، ص 67 و 68 ؛ تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ص 534 و 535 .
( 3 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ص 535 .