واسطهء كمال بى دينى با تحريك اعادى به موجبات صرف قلوب دارند ، از ادارهء استبداديه ، اعظم ، و دفعشان اهم ، و اندك تسامح در اين باب . . .
خيانتى است عظيم . . . . « 1 »
زيادهخواهىهاى مشروطهخواهان تندرو ، روز به روز فزونى مىگرفت . در اين زمان ، سيّد حسن تقىزاده و گروه منسوب به او ( حزب دمكرات ) سخت مىكوشيدند تا بتوانند در ادارههاى حسّاس و دربار نفوذ يابند . افراطكارى تقىزاده و پردهدرى او باعث مىشود كه در 12 ربيع الثانى 1328 ، دو فقيه نامدار نجف ، طى نامه و حكمى بر فساد مسلك سياسى تقىزاده ، تأكيد و به اخراج او از مجلس حكم كنند . در حكم و نامهء آن دو ، با صراحت بر ضدّيت مسلك او با اسلاميت مملكت و قوانين شريعت مقدّسه تأكيد شده است و از نايب السلطنه خواسته مىشود كه از دخول وى به مجلس جلوگيرى ، و او را از كشور تبعيد كنند . « 2 » اين حكم ( همانند برخى موارد ديگر ) ، به واسطهء اعمال نفوذ و سانسور گروهى خاص ، افشا و انتشار نمىشود .
آخوند خراسانى و شيخ عبد اللَّه مازندرانى ، با توجّه به آشكار شدن نيّات غير اسلامى سوسيال دمكراتهاى تندرو ، در تلگراف مهمّى كه مىتوان از آن به منشور اسلاميت مشروطيّت ايران تعبير كرد ، اهداف نهضت مشروطه را بيان مىكنند و در ادامه به انتقاد شديد از اقدامهاى ضد دينى عناصر غربگرا پرداخته ، مىنويسند :
. . . حفظ بيضهء اسلام و صيانت وطن اسلامى ، همان تكليفى را كه در هدم اساس استبداد ملعون سابق مقتضى بود ، در هدم اين ادارهء استبداديهء مركّبه از مواد فاسدهء مملكت و دشمنان دين . . . هم به طريق اولى مقتضى است و عشّاق آزادى پاريس قبل از آن كه تكليف اللَّه - عزّ اسمه - در بارهء آنها طور ديگر اقتضا كند ، به سمت معشوق خود رهسپار و خود و ملّتى را آسوده و اين مملكت ويران را به غمخوارانش واگذارند ، تا به جبر [ ان ] شكستگى و تداركات خرابى و سدّ ثغورش بپردازند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 293 .
( 2 ) . همان ، ص 292 و 293 .
( 3 ) . همان ، ص 299 - 303