سفّاك جبار و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمين ، از اهمّ واجبات ، و دادن ماليات به گماشتگان او از اعظم محرّمات ، و بذل جهد در استحكام و استقرار مشروطيّت ، به منزلهء جهاد در ركاب امام زمان - ارواحنا فداه - و سر مويى مخالفت و مسامحه ، به منزلهء خذلان و محاربه با آن حضرت - صلوات اللَّه و سلامه عليه - است . اعاذ اللَّه المسلمين من ذلك ان شاء اللَّه تعالى . « 1 »
در همين جهت ، تلگرافى به سلطان عثمانى فرستاده ، از او يارى مىطلبند . « 2 »
در شوّال 1326 ، ميرزا حسين تهرانى وفات مىكند و خراسانى و مازندرانى حسّاسترين مراحل مشروطهخواهى را رهبرى مىكنند . آن دو ، تلگرافهايى را به تبريز ، استانبول ، متحصّنان سفارتخانهء عثمانى و عبد العظيم حسنى در تهران و ساير شهرها ارسال داشته ، به مقاومت و برقرارى دو بارهء مشروطيّت دعوت مىكنند . « 3 » همچنين در تلگرافى به سفراى دولتهاى خارجى ، تمام معاملاتى را كه با حكومت محمّد على شاه بسته شود ، غير قانونى اعلان داشته ، « 4 » انجمن ايالتى تبريز را به صورت پارلمان ايران تا برقرارى دو بارهء مجلس شوراى ملّى ، « پيشنهاد تمام دول و ملل » مىكنند . « 5 »
در پى شدّت گرفتن هجمهء سربازان شاه به مشروطهخواهان تبريز و مقاومت آنها ، در ماه صفر 1327 ، حكم محاربه با اهل تبريز و نيز حكم مدافعه مردم اين شهر در برابر مهاجمان سؤال مىشود . آن دو مجتهد به همراه ميرزا محمّد تقى شيرازى و سيّد اسماعيل صدر ، در پاسخهاى جداگانه ، محاربه با تبريزيان را حرام و مدافعه آنان را واجب مىدانند . خراسانى ، مازندرانى و صدر ، ( افزون بر حرمت محاربه ) مساعدت را نيز لازم مىشمارند و صدر مىافزايد : « تفاوتى بين تبريز و كرمان و استرآباد و
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ص 187 و 188 .
( 2 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 40 ؛ تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ص 353 ؛ تاريخ مشروطهء ايران ، ص 730 . البته نوشتهء ناظم الاسلام با دو نوشتار ديگر كمى متفاوت است
( 3 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش دوم ، ص 232 و 233 .
( 4 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 42 - 56
( 5 ) . همان ، ص 41 .