ميان مجتهدان ، تعداد اندكى به جناح او پيوستند . « 1 »
3 - 3 . مجتهد خراسانى و دورهء استبداد صغير
ساختار اجتماعى - فرهنگى جامعهء ايران از يك سو ، هدايتها و حمايتهاى جدّى علماى ثلاثه نجف از جانب ديگر و سرانجام ، جايگاه برتر آخوند خراسانى در حوزهء نجف و ميان عالمان مشروطهخواه مناطق مختلف ايران از سوى سوم ، زمينه را به صورت طبيعى جهت رهبرى آخوند براى مشروطهخواهان مذهبى ايران هموار كرد .
اوايل سال 1326 ، هنگامى كه شاه قاجار ، برخى اقدامات ناخوشايند مجلس را انجام داد ، تلگرافهايى از مشروطهخواهان به نجف ارسال شد . آن سه فقيه ، در حكمى خطاب به « حجج اسلام ، عموم صاحب منصبان و امرا و قزاق و نوكرهاى نظامى و عشاير و سرداران ايران » ، « همراهى با مخالفان اساس قويم مشروطيّت » و « تعرّض به مسلمانان و حاميان اساس قويم مشروطيّت » را « محاربه با امام عصر » خواندند . « 2 » در همين زمان ، دو تلگراف ميان شاه قاجار و علماى ثلاثه مبادله مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 12 .
( 2 ) . در بارهء اختلاف عالمان نجف ، نكتهء قابل توجّه اين است كه به رغم جوّ ملتهب نجف در اوايل مشروطه ، يكى از مسائلى كه سبب تلطيف فضا مىشد ، تقواى عالمان و مراجع بزرگ از جمله آخوند خراسانى بود . در اين خصوص ذكر يك نمونه تاريخى مفيد است : آية اللَّه سيّد هبة الدين شهرستانى نقل كرده است كه يك روز در منزل آخوند خراسانى در نجف اشرف بودم و در محضر وى نشسته بودم هنگامى كه انقلاب مشروطه در ايران آغاز شده بود . در آن روز شخصى وارد خانهء آخوند خراسانى شد و به او گفت : من از سيّد كاظم يزدى تقليد مىكنم و مىخواهم با فلان شخص ، معاملهاى را انجام دهم . پس براى آن شخص ، مهر و امضا و اجازه سيّد كاظم يزدى ( جهت انجام معامله به صورت شرعى ) را آوردم ؛ امّا چون آن شخص از شما ( آخوند خراسانى ) تقليد مىكند ، ( با اجازه سيّد كاظم يزدى ) موافقت نكرد و گفت كه بايد براى من اجازه آخوند را بياورى . . . در اين هنگام استاد ما آخوند خراسانى ، كلام آن شخص را قطع نموده ، گفت : برو و از زبان من به آن شخص بگو كه آخوند مىگويد : اگر واقعاً تو مقلد من هستى ، بر تو واجب است كه مهر و امضاى سيّد كاظم يزدى را بر سر خود ( بر چشم خود ) بگذارى و فوراً اطاعت او را بكنى » . ( نجفيات ، ص 21 . به نقل از : حوزهء نجف و فلسفهء تجدّد در ايران ، ص 97 و 98 ) .
( 3 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 31 .