محمّد على شاه ، مجلس را در 23 جمادى الاوّل به توپ مىبندد . آن سه مجتهد ، تلگرافهايى را به تهران ، تبريز ، اصفهان ، شيراز و . . . در وجوب برپايى مجلس فرستادند . « 1 »
مدّتى بعد ، آزادىخواهان ترك ، قانون اساسى عثمانى را آشكار كردند . در نتيجه ، جوّ ضدّ مشروطگى نجف كه تحت سلطهء عثمانى بود ، شكسته شد ، و عالمان و طلّاب مشروطهخواه در آسايش واقع شدند . « 2 »
خراسانى و دو فقيه نامدار ديگر ، در دوم رجب 1326 ، در تلگرافى به محمّد على ميرزا ، ضمن مقايسهء وضعيت حال و گذشتهء عثمانى با ايران ، ناراحتى خود را از آن چه شاه انجام داده ، ابراز داشته ، در پايان تهديد مىكنند : « . . . اين خدّام شرع انور را به آن چه مهما امكن از اعلان آن به قاطبهء مسلمين ايران و غيرها تحذّر داريم ، ناچار نفرمايند » . « 3 » محمّد على شاه در پاسخ ، با اظهار تعجّب از علماى ثلاثه كه « هنوز استحضار ايشان با مفاسد خيالات دشمنان دين و دولت تصادف نكرده است » ، خود را به واسطهء از ميان برداشتن « بدعت مزدكىمذهبان » ، « در حضور صاحب شرع ، مستوجب اجر مجاهدان و مجدّد دين » مىداند .
آن سه عالم ، تلگراف تند و صريحى را به شاه مخابره كرده ، اين چنين از احكام آتى خود خبر مىدهند : « . . . داعيان نيز بر حسب وظيفهء شرعيهء خود . . . تا آخرين نقطه در حفظ مملكت اسلامى و رفع ظلم خائنان از خدا بى خبر . . . خوددارى ننموده . . . عموم مسلمين را به تكليف خود آگاه ساخته و خواهيم ساخت . . . » ؛ سپس اين تلگراف مخابره مىشود :
به عموم ملّت ايران ، حكم خدا را اعلام مىداريم . اليوم ، همّت در دفع اين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 32 - 36 . آقانجفى قوچانى اين دو تلگراف را مربوط به زمان بعد از به توپ بسته شدن مجلس ذكر مىكند ، ولى شواهد ، نشان دهندهء خلاف اين مطلب است
( 2 ) . همان ، ص 36 - 38 .
( 3 ) . ثورة النجف على الانگليز ، ص 59 و 60 .