شعبان به شهر بازگشتند » ، « 1 » ولى مخالفت اين گروه ( همانند عالمان برخى نقاط ديگر همچون تبريز ) پس از چندى با توجّه به وضعيت حاكم بر كشور بويژه تهران ، دوباره آغاز شد و به تدريج به انكار اصل مشروطه انجاميد .
3 . آخوند خراسانى و رهبرى مشروطه
3 - 1 . حوزهء نجف و تجدّدخواهى
وضعيت نجف به لحاظ آزادىخواهى و تجدّدطلبى در اين سالها چنين گزارش شده است : در مجالس و حلقاتى كه در شهر نجف تشكيل مىشد ، بحث و جدل در بارهء مبادى دموكراسى فراوان و طولانى بود . « قوانين اساسى ايران در سال 1906 م ، و تركى در سال 1908 م ، زمانى صادر شد كه نجف ، بحث در اين باره ( مبادى دموكراسى ) را به حدّ اشباع رساند و علماى دين وارد سياستهاى عاليه ( بحثهاى مربوط به ادارهء مملكت ) گرديدند و معتقد شدند كه تحقّق مبادى قانونى دمكراتيك در حكومت ، بر ملّتهاى اسلامى واجب است و اين مطلب را همچون امرى واجب از واجبات دينى خود به پا داشتند . به همين خاطر انجمنها و مجالسى تشكيل داده و تظاهراتى را به پا كردند و براى تحقّق اين مطلب بزرگ ، احتياجات و استدلالهاى درخشان و خيرهكننده نمودند » . « 2 »
« از ميان كسانى كه نجف در خروش سياسىاش تحت تأثير آنها قرار گرفت ، گروهى از آزادىخواهان ايرانى بودند كه در نجف براى تأييد حركت قانونخواهى در ايران كار مىكردند و در ميان آنها ، گروهى از روحانيان و گروه ديگر از معلّمان و دانشجويان مدارس ايرانى در نجف بودند . . . . حلقهء پيوند ميان آن دو طبقهء ايرانى و نيز
هامش
( 1 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات ، . . . و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 363 - 366
( 2 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، ص 456 .