تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
حريّت ، اين موقع را براى نشر زندقه و الحاد ، مغتنم ، و اين اساس قويم را بدنام » كرده‌اند ، لازم دانسته شده « مادّهء ابديهء ديگر در دفع اين زنادقه و اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - بر آنها و عدم شيوع منكرات درج شود تا بعون اللَّه تعالى ، نتيجه مقصود بر مجلس محترم ، مترتّب و فرقهء ضالّه ، مأيوس ، و اشكالى مترتّب نشود » . « 1 » متحصّنان در سيزدهم و هفدهم همين ماه ، تلگراف‌هايى را به عالمان نجف و شهرهاى بزرگ ايران فرستاده ، علّت تحصّن خود را « طغيان زنادقه و دعوت آنها به الحاد و زندقه در منابر و مجالس » بيان كرده ، نوشتند : « . . . اساس دين متزلزل . جهت پيشامد ، غير معهود . اغلب علما به حكم تكليف ، مهاجر به زاويه مقدّس ، عازم عتبات . موقع اقدامات لازم » . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 411 و 412 . تلگراف را متحصّنان عبد العظيم با مقدّمه و مؤخّره‌اى از شيخ فضل اللَّه نشر دادند . شيخ در مقدّمه مىنويسد : « . . . از خطّ عراق عرب ، به امضاى آن دو بزرگوار رسيد و فى الوقت نزد جناب اجل رئيس فرستاده شده و بعد هر چه مطالبه و مراقبه كرديم ، نه جوابى از اين تلگراف عرضه داشتند و نه در مجلس موضوع مذاكره قرار دادند » . در مؤخّره مىآورد : « اين دو حجة الاسلام . . . چنين تصوّر فرموده‌اند كه فصل دائر بر نظارت و مراقبه هيئت نوعيه از عدول مجتهدان در هر عصر ، به همان نهج مطبوع در صفحهء مخصوصه كه ملاحظه فرموده‌اند ، قبول مجلس و درج نظام‌نامه شده است » . در پايان جهت اطمينان بخش بودن سند تلگراف مىنويسد : « اگر چه صورت تلگراف مطابق تاريخ و امضاى تلگراف‌خانه محفوظ است ، ولى از حسن اتّفاق ، رغماً لمن ينكره ، امروز كه دهم شهر جمادى الثانيه است ، عين صورت مزبوره در صفحه‌اى كه محرز به خط حجّتين آيتين و مشرّف به عين خاتم شريف ايشان است ، توسّط پست مقرّر و اصل شد . هر كس بخواهد ، زيارت مىتواند نمود و عكس او هم منتشر خواهد شد » ( رسائل ، اعلاميه‌ها ، مكتوبات ، . . . و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 237 و 238 ) . با توجّه بدان چه ذكر شد ، عدم صحّت تلگرافى مغاير با تلگراف مذكور روشن مىشود . روزنامهء حبل المتين كلكته در تاريخ نهم جمادى الاوّل ، خبرى را با عنوان « مكتوب از نجف اشرف » ذكر كرده است . در اين روزنامه ، چنين عنوان شده است كه چند نفر از طلّاب تهران در تلگرافى به آخوند ، از ايشان خواسته‌اند اصل پيشنهادى شيخ فضل اللَّه نورى را تأييد و امضا كند . طبق نوشتهء اين روزنامه ، آخوند در پاسخ از اين درخواست « خيلى برآشفتند كه اين چه بيهودگى است . . . شرافت اين مجلس ، همان مساوات است كه از احكام محكم قرآنى و اسلام شناخته مىشود » ( حبل المتين ، جلال الدين مؤيد الاسلام ، سال 14 ، نهم جمادى الاوّل 1325 ، ص 21 . به نقل از : شيخ فضل اللَّه نورى و مشروطيّت ، ص 247 ) ( 2 ) . همان ، ص 375 .