تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
فرمان مشروطه و سه ماه از گشايش مجلس ( اواخر ذى قعده يا اوايل ذى حجّه ) ، آخوند خراسانى در نامه‌اى به نمايندگان ، ضمن عرض تبريك ، تذكّراتى را بيان مىكند . وى مجلس را « مفتاح سربلندى دين و دولت و پايهء قوّت و شوكت و استغنا از اجانب و آبادانى مملكت » معرّفى كرده ، خاطر نشان مىسازد : « تمام ملل و دول عالم در اين موقع نگران حال مايند تا از اين اتّفاق ملّى و مجلس شوراى كبرى كه آخرين علاج امراض مزمنهء مهلكه است » ، چه نتيجه بگيريم . در ادامه از لزوم اجراى « قوانين محكمهء دين » و فراهم ساختن ترتيبات صحيحه جهت تخلّص از قرض مأخوذه از اجانب و حصول استغنا از آنها ، سخن گفته شده است . « 1 » خراسانى ، هم‌زمان نامه‌اى به عالمان تهران مىنويسد و تلگراف‌هاى آنها را در بارهء اتقان امر مجلس « از اعظم بشارات » دانسته ، يقين دارد « فصول نظام‌نامهء قانون اسلامى را به حسن مراقبت آن آقايان عظام ، طورى مرتّب و تصحيح فرموده‌اند كه در موارد و مراجعه به محاكمات و سياسات ، با موازين شرعيه منطبق ، و به توارد و مرور دهور و اعصار ، مورد شبهه و اشكال نباشد » « 2 » . قانون اساسى پس از امضاى شاه ، به تأييد سه مجتهد بلندپايه نجف ،
هامش
( 1 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 23 - 25 . ( 2 ) . اين سؤال قابل طرح است كه آخوند چرا با اين تأخير به تأييد مجلس اقدام كرده است . يكى از نامه‌هايى كه آخوند خراسانى بعدها ( در زمان استبداد صغير ) براى محمّد على شاه نوشته ، پاسخ‌گوى اين پرسش است . اين مرجع تقليد مشروطه خواه ، در قسمتى از اين نامهء تفصيلى ، به دنبال ارائهء گزارشى از فعاليت‌هاى اصلاح طلبى عالمان نجف در زمان مظفّرالدين شاه مىنويسد : « تا آن كه مقدّمات مشروطيّت به ميان آمد عموم علما و قاطبهء ملّت بر آن مطبق و شاهنشاه رضوان جايگاه هم مرحمت فرمود و از اغلب بلاد حتى كسانى هم كه فعلًا سالك سبيل خلافند ، كتباً و تلگرافاً از ماها امضا خواستند و با اين كه اجمالًا فوايد و محسّناتش معلوم بود ، مع هذا به رعايت آن كه مبادا متضمّن مزاحم و محذوراتى باشد ، در مقام فحص از خصوصيات آن برآمديم . بعد از تأمّل كامل ديديم مبانى و اصول صحيحهء آن از شرع قويم اسلام مأخوذ است و با رعايت تطبيق نظام‌نامه كه راجع به شرعيات است بر قوانين شرعيه و اشتمال هيئت مجلس شوراى اسلامى بر عدّه‌اى از مجتهدان عظام براى تصحيح و تنفيذ آراى صادره ، صحّت و مشروعيت آن بىشبهه و اشكال . . . » ( همان ، ص 289 ) . مقصود آخوند از « كسانى كه فعلًا سالك سبيل خلافند » ، شيخ فضل اللَّه نورى است . مجتهد نورى در تحصّن اعتراضى عبد العظيم ، طى سخنانى در مقام بيان عدم مخالفت خود با اساس مشروطه مىگويد : « . . . ايّها الناس ! من به هيچ وجه منكر مجلس شوراى ملّى نيستم ، بلكه من مدخليت خود را در تأسيس اين اساس بيش از همه كس مىدانم ؛ زيرا كه علماى بزرگ ما كه مجاور عتبات عاليات و ساير ممالك هستند ، هيچ يك هم‌راه نبودند و همه را به اقامهء دلايل و براهين ، من هم‌راه كردم . از خود آن آقايان مىتوانيد اين مطلب را جويا شويد » ( رسائل ، اعلاميه‌ها ، مكتوبات ، . . . و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ص 245 )