امور ، . . . و منع ارتكاب منهيّات و منكرات الهيّه و امر به معروف و واجبات شرعيه . . .
احقاق حقوق ملهوفين و مجازات مخالفان ، و اصلاح امور مسلمين بر طبق قانون مقدّس اسلام و احكام متقن شرع مطاع كه قانون رسمى و سلطنتى مملكت است » . « 1 »
از سوى ديگر ، در تهران برخى افراد ساده لوح ، پس از مهاجرت عالمان به قم ، به بهانهء تحصيل امنيت ، در سفارت انگليس پناهنده شده ، هر روز بر عدّهء اينان افزوده مىشد . اين گروه با همكارى اعضاى سفارت و برخى روشنفكران ، تحت عنوان « مشروطه » ، صدور فرمان گشايش مجلس شورا را از شاه خواستار مىشوند . « 2 »
با انتشار فرمانى كه بعدها « فرمان مشروطيّت » نام گرفت ، « 3 » مهاجرت يك ماههء عالمان به قم و تحصّن متحصّنان سفارت انگليس پايان مىپذيرد .
2 - 3 . حمايت مجتهد خراسانى از مشروطه پس از استقرار آن
پس از برگزارى انتخابات و شروع به كار مجلس شوراى ملّى ، حقوق و وظايف آن مجلس تحت عنوان « قانون اساسى » نوشته مىشود ، و در تاريخ پانزدهم ذى قعدهء همان سال ، به امضاى مظفّر الدين شاه مىرسد . با گذشت حدود پنج ماه از صدور
هامش
( 1 ) . رسائل ، اعلاميهها ، مكتوبات ، . . . و روزنامهء شيخ فضل اللَّه نورى ، ج 1 ، ص 129 - 131
( 2 ) . براى آگاهى تفصيلى از وقايع يك ماهه در سفارت انگليس ، ر . ك : بررسى و تحقيق در جنبش مشروطيّت ايران ، ص 105 - 299
( 3 ) . ابتدا در تاريخ چهارهم جمادى الثانى پس از عزل عين الدوله و انتخاب ميرزا نصراللَّه مشيرالملك به صدارت ، فرمان از سوى مظفّرالدين شاه صادر مىشود . عدم ذكر « مجلس شورا » سبب صدور نوشتهء تكميلى در دو روز بعد مىشود ؛ امّا چون در اين تكمله ، مجلس شورا به اسلاميت مقيّد شده و از نظرگاه برخى ، « شايد بعضى به اغراض شخصيه يكى از مبعوثين را تكفير كنند و آن وقت بگويند كافر در مجلس اسلامى چه مىكند » و از سوى ديگر ، « طايفه يهود و ارامنه و مجوس بايد منتخب خود را به اين مجلس بفرستند و لفظ اسلامى با ورود آنها نمىسازد » ، پس « مناسب لفظ ملّى است » به جاى اسلامى . نتيجه آن كه در هيجدهم جمادى الثانى دستخط سومى با ذكر پسوند ملّى به دنبال مجلس شورا ، صادر شد ؛ « ولى محض اين كه مطابق باشد با روز تولّد شاهنشاه ، تاريخ آن را در چهاردهم نوشتند » . ر . ك : تاريخ بيدارى ايرانيان ، بخش اوّل ، ص 551 - 572