9 . حكومت اسلامى ، بناى بر تعصّبات مذهبى ندارد تا موجب شكلگيرى تعصّبات مذهبى در مناطق ديگر شود .
10 . سياست ، مساوى با فريب و دروغ و استفاده از روشهاى نادرست نيست .
11 . حاكميت سياسى فقيه ، مطلقه ( به معناى نبود هيچ قيدى ) نيست .
12 . با حاكميت سياسى فقها ، از يك سو ، زمينهء بيشترى براى ترويج دين به وجود مىآيد و از سوى ديگر ، زمينهء بيشترى براى آشنايى با مشكلات مادّى مردم و رسيدگى به آنها فراهم مىشود .
با در نظر گرفتن نكات مذكور به اختصار ، پاسخ پنج اشكال آقاى ثبوّت نسبت به حاكميت ولايت فقيه ، ذكر مىگردد :
مطابق استدلال آقاى ثبوّت ، اساساً نبايد هيچ حكومت دينىاى ، حتى در زمان ائمّهء معصومان عليهم السلام و پيامبر صلى الله عليه و آله تشكيل شود ! زيرا تشكيل حكومت اسلامى و اجراى احكام اسلامى ، موجب مىشود كه اوّلًا ، حكومتهاى غير حقّه نيز بخواهند بر مسلمانان و يا شيعيان فشار وارد آورند و ثانياً ، موجب تشكيل حكومت دينى غير شيعى توسّط آنها و شدّت گرفتن تعصّبات مذهبى مىشود !
حال آن كه بايد گفت حكومت اسلامى بر اساس اعتدال ، عقلانيت و فطرت پايهگذارى شده است و اساساً بناى بر تعصّبات مذهبى ندارد تا موجب شكلگيرى تعصّبات مذهبى در مناطق ديگر شود . در همين راستا ، از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه مصلحت و تقيّه ، جزئى از اصول اسلامى و مذهب شيعه است و طبعاً در صورت وجود خطر براى شيعيان در نقاط ديگر ، حاكم اسلامى نمىتواند مثلًا حكم گرفتن جزيه از كفّار اهل كتاب را به مرحلهء انجام رساند .
در اين راستا ، به نظر مىرسد كه اگر يك بررسى جامع و منصفانه با در نظر گرفت تمام مسائل ( كاستىها ، امتيازات ، شرايط داخلى و بيرونى و . . . ) صورت گيرد ، قطعاً در مقايسهء دورهء سى سالهء جمهورى اسلامى با دورههاى مشابه ديگر ، موفّقيت اين دوره بيشتر خواهد بود .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١١٦