حمايت از آن در مقابل مشروطهخواهان دانستند » . « 1 »
پاسخ به استدلالها در نقد حاكميت سياسى فقيهان
با توجّه به ايراداتى كه ذكر كرديم ، نمىتوانيم ادّعاى آقاى ثبوّت را در نسبت دادن مطالب و استدلالها به آخوند خراسانى بپذيريم . ما اين استدلالها را به خود آقاى ثبوّت نسبت مىدهيم و به اختصار به پاسخ آنها مىپردازيم .
چنانكه ذكر شد ، استدلالها و نقدهاى مطرح شده توسّط آقاى ثبوّت ، سطحى است . در پاسخ به اين استدلالها و نقدها و اشكالات ديگرى كه در مقالهء حاضر گنجايش ذكر آنها نبود ، ابتدا نكات و اصولى كلّى - كه برخى از آنها از بديهيات عقلى و شرعى است - ذكر مىشود ، سپس در ادامه ، با توجّه به اين نكات ، به پنج مورد اشكال و استدلال آقاى ثبوّت ، به اختصار پاسخ خواهيم داد :
1 . اسلاميتِ حكومت ، امرى نسبى است .
2 . دفع افسد به فاسد ، در هر مرحلهاى واجب است .
3 . حضور معصوم عليه السلام ، علّت تامّهء رفع فساد نيست .
4 . فقاهت براى حاكميت سياسى در دورهء غيبت كافى نيست ؛ بلكه دو شرط مهم « تقوا » و « آگاهى و مديريت سياسى » نيز لازم است .
5 . لازمهء حكومت اسلامى و ولايت سياسى فقيهان ، آن نيست كه علما و روحانيان ، عهدهدار امور اجرايى شوند .
6 . لازمهء تكامل انسان و رسيدن به قرب خداوند ، مبارزه با جنبههاى مختلف هواى نفس است .
7 . روشنگرى و آگاهىبخشى به اذهان عمومى ، از امور لازم در هر دوره و تحت هر شرايطى است .
8 . مصلحت و تقيّه ، جزئى از اصول اسلامى و مذهب شيعه است .
هامش
( 1 ) . حيات سياسى ، فرهنگى و اجتماعى آخوند خراسانى ، ص 515