تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
خاطر وظيفهء الهى كه براى كمك به مردم مسلمان در رهيدن از زير بار حكومت استبداد دارد و هم براى كنترل عوامل معارض با مذهب در جريان اين انقلاب و حذف عامل دين‌ستيزى اين جريان دموكراتيك ، تا هم انقلاب را حفظ كند و هم عوام ضد مذهب را كنترل نمايد . . . جريان سوم كه در رأس آن . . . شخصيت‌هاى برجسته‌اى مثل مرحوم شيخ فضل اللَّه نورى و آخوند ملا محمّد آملى و آخوند ملا قربان على زنجانى و ميرزا حسن آقا مجتهد تبريزى بودند ، معتقد بودند كه روحانيت بايد در اين جريان دخالت كند ؛ نه تنها به براندازى عامل دين‌ستيزى آن ، بلكه بيش از اين بايد دخالت كند و خود متصدّى تأسيس حكومتى اسلامى شود و به تعبير آن روز ، مشروطهء مشروعه تأسيس كند » . « 1 » مرحوم آخوند و هم‌فكران ايشان با جريان سوم ، مخالف بودند و تأسيس حكومت مشروطهء مشروعه را خلاف مصالح اسلامى مىدانستند . اعتقاد اين گروه از روحانيان كه در صدر نهضت مشروطيّت قرار داشتند ، اين بود كه حكومت مشروطه بايد حكومتى باشد متشكّل از صُلحاى ملّت به انتخاب اكثريت مردم ، با نظارت روحانيت بر انطباق مصوّبات مجلس قانون‌گذارى و بر انطباق عمل‌كرد دولت مشروطه با احكام مذهب جعفرى ؛ بىآن كه در اجرا و مجارى حكومت دخالت مستقيم داشته باشد . چون عنوان حكومت مشروطهء مشروعه يا به تعبير امروز ، حكومت اسلامى ، مختص است به حكومتى كه معصوم در رأس آن حكومت قرار داشته باشد كه تمام تصرّف هيئت حاكمه ، ناشى از حقيقت شريعت و حاكى از متن دين و ملهم از تعاليم آسمانى باشد و اين ، به معصوم اختصاص دارد . بنا بر اين ، حكومتى مىتواند مظهر اسلام باشد و به نام حكومت اسلامى يا به تعبير آن روزگار ،
هامش
( 1 ) . آقاى كفايى در قسمتى ديگر از مصاحبه‌شان ، در توضيح عقيدهء دستهء سوم مىگويد : « زعماى آن معتقد بودند كه بايد حكومت انقلابى تقويت شود و روحانيت نقش اساسى داشته باشد . . . . به كمك مردم ، حكومت مشروطه‌اى تأسيس كند كه مشروعيت داشته باشد و به تعبير امروز ، تأسيس يك حكومت اسلامى دموكراتيك » ر . ك : حيات سياسى ، فرهنگى و اجتماعى آخوند خراسانى ، ص 132 و 133