تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
خلاصهء مطلب اين كه محقّق خراسانى در بحث « معرفت‌شناسى حسن و قبح » ، نه تنها بر امكان معرفت عقلى آنها تأكيد دارد ، بلكه اصول و قواعدى مطلق را ، كه همان مصالح و مفاسد واقعىاند ( به تبع كمال و نقص در وجود ) نيز مىپذيرد ؛ يعنى انشا و اعتبارى كه توسّط شارع صورت مىپذيرد به ملاك واقع و مبتنى بر واقع است ، نه اين كه صرف يك اعتبار محض باشد ، علاوه بر اين كه عقل به مقتضاى سعه و ضيق وجودى ، مىتواند ملائمت و منافرت افعال را يافته ، به حسن و قبح حكم نمايد و يا مدح و ذمّ عقلا را موجب شود . ايشان به اين مطلب نيز توجّه دارد كه جهات شأنى و فعلى حسن و قبح متفاوت بوده و حتى امكان تعارض آنها نيز هست ، ولى اين كلام به معناى نسبيت ارزش نيست و انسان بداهتاً مىيابد كه بعض امور ، هرگز ملاك حسن و يا قبح خود را از دست نمىدهند و اين به نحوى يك شهود باطنى است كه يكى از ابزارهاى شناخت محسوب مىشود .

بررسىها

1 . شايد به جا باشد پيش از بررسى محتوايى ، به پيگيرى ادّعاى « سابقه نداشتن » و ابداعى بودن كلام محقّق خراسانى بپردازيم . با بهره‌گيرى از احياى برخى كتب ، كه در سال‌هاى اخير صورت پذيرفته است ، بايد اذعان نمود كه مشابه كلام آخوند خراسانى پيش از وى نيز وجود داشته است . اين مطلب در كتابى به نام الخلاصة فى علم الكلام منسوب به قطب الدين سبزوارى - كه در مجموعه‌اى به نام ميراث اسلامى « 1 » چاپ
هامش
( 1 ) . ميراث اسلامى ايران ، ص 339 - 365 .