اكنون بهتر مىتوان جايگاه تعريف محقّق خراسانى را بازيافت . ايشان معتقد است : نيك و بد به معناى « ملايمت و مخالفت با قوّهء عاقله » است . از اين رو ، تعريف ايشان را بايد در شمار تعريف روانشناختى جاى داد ؛ زيرا قوّهء عاقله به هر حال ، يكى از قواى باطنى انسان است .
امّا براى شرح تفصيلى كلام ايشان ، بنا بر آن چه در كتاب الفوائد الأصولية ذكر نموده است ، ابتدا بايد بيان ايشان را در يك قياس مركّب مرتّب نمود و سپس به شرح مقدّمات آن پرداخت : « 1 »
1 . افعال مانند اشيا ، داراى شدّت و ضعف وجودىاند كه حسن و قبح در افعال به دليل اين شدّت و ضعف است .
2 . همانگونه كه اشيا و افعال در تأثيرگذارى بر قوا متفاوتند ، خود قوا هم به لحاظ التذاذ و اشمئزاز ، با يكديگر تفاوت دارند .
3 . قوّهء عاقله نيز يكى از قواى باطنى ، بلكه رئيس آنهاست كه به سبب برخى امور ادراكىْ التذاذ ، و به سبب برخى اشمئزاز مىيابد .
4 . شدّت و ضعف وجودى نزد قوّهء عاقله با ملايمت و منافرت ملازم است .
حسن و قبح به معناى ملايمت و منافرت نزد قوّهء عاقله است كه از شدّت و ضعف وجودى افعال نشأت مىگيرد .
مقدّمهء اوّل . ايشان مىفرمايد : اين نكته واضح است كه اشيا داراى سعه و ضيق وجودىاند ؛ مانند اين كه برخى از آنها نبات و برخى ديگر جمادند و از اين نظر ، با يكديگر تفاوت فاحشى دارند . افعال نيز همينگونهاند . با توجّه به اختلاف درجهء وجودى كه دارند ، آثار متفاوتى را ، اعم از خير و شر ، موجب مىگردند ؛ مانند تفاوت ضرب و شتم رنجآور كه موجب درد و اندوه گردد و احسان طربانگيز كه موجب
هامش
( 1 ) . الفوائد الأصولية ، فائده 13 ، ص 330 - 332 . البته اين متن ترجمه شده است . ر . ك : محمّد صادق لاريجانى ، « حسن و قبح عملى » ، نقد و نظر ، ش 13 ( زمستان 1376 ) ، ص 113 .