غالباً نوعى طبيعتگرايى « 1 » تلقّى مىشوند ، گرچه در برخى موارد نيز مىتوان نوعِ تعريف را تعريفى غير طبيعى ( متافيزيكى ) دانست ؛ همانند نظريهء امر الهى كه در ميان انديشههاى اسلامى ، اشاعره بدان معتقد گشتهاند .
ويژگى خاص تعريفهاى طبيعتگر يا نه اين است كه بر درك تجربى بشر « 2 » از حسن و قبح استوارند و البته خود چند دسته از تعاريف را شامل مىگردند كه به آنها اشاره مىنماييم :
1 . تعريفهاى روانشناختى . « 3 » در اين طيف از تعاريف ، نيك و بد بر پايهء مفاهيم درونى و روانى بشر تعريف مىگردند ؛ همانند تعريف « حُسن » به موافقت با طبع انسان « 4 » و يا تعريف آن به موافقت با اغراض فردى فاعل .
2 . تعريفهاى جامعهشناختى . « 5 » در اين دسته از تعاريف ، نيك و بد به وسيلهء مفاهيم اجتماعى بيان مىگردند ؛ مانند آن كه گفته مىشود : نيك آن چيزى است كه براى اجتماع مفيد باشد .
3 . تعريفهاى الهيّاتى ( كلامى و فلسفى ) . مانند اين كه گفته مىشود : نيك آن چيزى است كه انسان را به سوى كمال واقعى او - يعنى تقرّب به خداوند - نايل گرداند . « 6 »
هامش
( 1 ) .1 . Naturalistic Cognitivistic Definism . See : James Lenman " Moral Naturalism " , Stanford Encyckupedia of Philosophy ( Stanford University Press , 2006 ) , first Published .( 2 ) . اين ديدگاه در مقابل عملگرايى و شهودگرايى در بررسى معناى ارزش مطرح گرديده ، از اين رو ، داراىمعنايى عام است و منظور از آن تجربهء حسى نيست كه شامل متافيزيك نگردد . به هر حال اين ديدگاه تلقّى برخى فلاسفهء اخلاق تحليلى است كه جايگاه نقد آن باقى است ، چنانكه توسّط مور يا هاچسون نقد شده است . ر . ك : ديويد كوپ ، « فرا اخلاق » ، ترجمهء محسن جوادى ، معرفت ، ش 17 ( تابستان 1375 ) .
( 3 ) .2 . psychological definition .( 4 ) . حسن و قبح عقلى يا پايههاى اخلاق جاويدان ، ص 33 و 191 - 197 .
( 5 ) .3 . sociology theories .( 6 ) . دروس فلسفهء اخلاق ، ص 39 .