اين بررسى در پى بردن به احكام شرعى ( با توجّه به بحث « ملازمهء بين حكم عقل و شرع » ) ، يا معقولسازى نظام اخلاقى دينى اسلام ، ضرورت پىگيرى اين مطلب بر كسى پوشيده نمىماند ، ولى بايد اقرار نماييم كه بسى مايهء تأسّف است كه تاريخ انديشهء فلسفه و كلام اسلامى غالباً از توجّه جدّى به تبعات و لوازم اخلاقى ( مربوط به علم اخلاق ) اينگونه تحليلها خالى است .
اين مقاله بر آن است تا پس از مرورى كوتاه بر زندگانى علمى محقّق خراسانى ، ديدگاه ايشان را در خصوص ارزش و ناارزش ( حسن و قبح ) در سه عرصهء معناشناسى و هستىشناسى و معرفتشناسى به تحليل و نقد بنشيند . لازم به ذكر است كه در صورت فقدان چنين تفكيكى و يا پيگيرى پراكندهء مطالب ، انبوهى از پرسشهاى پيش رو مىتواند موجب سرگردانى و حتى آشفتگى و خلط مباحث گردد .
زندگىنامهء مختصر محقّق خراسانى
محمّد كاظم خراسانى ، فرزند حسين ، معروف به « آخوند خراسانى » ، در سال 1255 ق در مشهد مقدّس ديده به جهان گشود . ايشان در دوازده سالگى وارد حوزهء علميهء مشهد شد . ادبيات عرب ، منطق ، فقه و اصول را در آن جا فرا گرفت . در 22 سالگى همراه كاروان زيارتى عتبات عاليات ، براى ادامهء تحصيل عازم عراق شد ؛ امّا چون آوازهء درس ملا هادى سبزوارى را شنيده بود ، از كاروان جدا شد و در محضر او مدّتى - هر چند اندك - تتلمذ نمود و سرانجام ، به حوزهء علميهء نجف راه يافت و در درس شيخ انصارى و ميرزا حسن شيرازى شركت كرد و يكى از زبدهترين شاگردان آن دو گرديد . « 1 »
به تدريج ، آوازهء علمى آخوند خراسانى در حوزهء علميهء نجف پيچيد و روزبهروز
هامش
( 1 ) . أعيان الشيعه ، ج 9 ، ص 5 .