تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
سؤال و بحث جدّى ديگر در اخلاق تحليلى مىگنجند كه يافتن پاسخ همهء اين پرسش‌ها كارى مشكل به نظر مىرسد . امّا با دقتى دوباره مىتوان دريافت كه پىگيرى اين مباحث در سه عرصهء معناشناسى ، وجودشناسى و معرفت‌شناسى « 1 » با پوشش دادن بخش عمدهء مراحل پيش گفته ، بسيارى از مشكلات را در بازيابى و درك ابعادِ مطلب ، سهل مىگرداند . حال اگر اين مباحث را در حوزهء انديشه اسلامى پىجويى كنيم ، در مىيابيم كه اين مباحث به طور پراكنده در علوم گوناگونى هم‌چون فلسفه ، كلام ، اخلاق و اصولِ فقه مطرح گردانيده‌اند كه سير تطوّرات و بررسى آنها در هر كدام از اين علوم ، بلكه نزد هر يك از تأثيرگذاران انديشه ، تحقيق جداگانه مىطلبد . « 2 » يكى از انديش‌مندان ، كه به دليل تبحّر فراوان او در علم اصول ، هم چنان كتاب و نظراتش محلّ دقّت و تعمّق دانش‌وران است ، محمّد كاظم بن حسين الخراسانى است . شايد كمتر عالم اصولى را بتوان يافت كه آثار علمى او و شاگردان برجسته‌اش ، تا اين حد در تحوّل اين علم تأثير گذارده باشد . امّا اين كمال علمى ، تمام مطلب در اهميت اين تحقيق نيست ؛ زيرا محقّق خراسانى علاوه بر بررسى جوانب اين مسئله ، به نظريه‌پردازى خاصى روى آورده كه به ادّعاى صاحب‌نظران ، ظاهر كلام و استدلال او پيش از وى سابقه نداشته است و اين نكته اهميت اين بررسى را دوچندان مىنمايد . از سوى ديگر ، با توجّه به نقش اساسى اين مسئله در علوم گوناگون ، به خصوص علم اخلاق ، و طرح شبهات گوناگون و مكاتب متضاد در اين عرصه و نتايج و فوايد
هامش
( 1 ) . تمايز بين اين دو در واقع ، تمايز بين دو مقام « ثبوت و اثبات » است . ( 2 ) . براى نمونه ، فلاسفه بحث‌هايى نظير « عقل عملى و نظرى » ، « حسن و قبح » ، « خير و شر » و « سعادت وشقاوت نفس » را در كتب خويش مطرح نموده‌اند و متكلّمان نيز بحث‌هاى تحت عنوان « حسن و قبح شرعى » و اصوليان در ذيل بحث « اوامر » به مفاد بايد و نبايد و حسن و قبح و نيز در بحث « ملازمهء بين حكم عقل و شرع » و يا تجرّى به بررسى مطالبى پرداخته‌اند كه در واقع ، به حوزهء فلسفهء اخلاق مربوط مىشود .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 437 | مهدى مهريزى وهادى ربانى